<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قلم های قرمز</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 10 Oct 2009 12:17:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بازهم پارازيت‌هاي ماهواره</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پارازيت‌ها از كجا مي‌آيند؟ اين سؤالي است كه شايد خيلي‌ها پاسخ مشخصي براي آن دارند و يا در خصوص تجهيزات ارسال اين پارازيت‌ها شايعاتي شنيده باشند، اما مسأله مهم آن است كه هيچ نهادي مسؤوليت ارسال پارازيت‌ها را بر عهده نمي‌گيرد. &lt;BR&gt;در روزهاي اخير گزارش‌هاي متعددي در خصوص ارسال پارازيت‌هاي قوي براي جلوگيري از دريافت تصاوير برخي شبكه‌هاي ماهواره‌اي منتشر شده است، اما شايد كمتر كسي از عواقب ارسال اين پارازيت‌ها بر سلامت مردم به خوبي آگاه باشد. بر اساس گفته كارشناسان حوزه IT، پارازيت‌هاي ارسالي در روزهاي اخير به شدت مخرب هستند و عواقب ناشي از آنها شامل سرگيجه، سردرد، خستگي، عقيم شدن و... است و مي‌تواند اثرات جبران‌ناپذيري بر سلامت روحي و جسمي شهروندان بر جاي گذارد. &lt;BR&gt;موضوع ارسال پارازيت‌ها فقط به روزهاي اخير بر نمي‌گردد بلكه اولين بار در سال‌‌هاي 81 و 82 به طور جدي مطرح شد. «پارازيت‌ها از كوبا آمده‌اند»؛ اين عنوان مطلبي بود كه در سال 82 برخي رسانه‌ها آن را در صفحه اول خود درج كردند و اعلام شده بود تجهيزات ارسال پارازيت از كوبا خريداري شده است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 12:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كاهش «قدرت خريد انتظاري»</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;meta content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; http-equiv=&quot;Content-Type&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Word.Document&quot; name=&quot;ProgId&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 11&quot; name=&quot;Generator&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 11&quot; name=&quot;Originator&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\economic\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
 &lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; LatentStyleCount=&quot;156&quot;&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:595.3pt 841.9pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;
	mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
	mso-para-margin:0cm;
	mso-para-margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:10.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-ansi-language:#0400;
	mso-fareast-language:#0400;
	mso-bidi-language:#0400;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;«قدرت خريد انتظاري» واژه‌اي ابداعي اما پرمفهوم است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;دولت نهم در چهار سال گذشته سياست‌هاي مختلف
اقتصادي را در كشور پياده‌سازي كرده است كه بسياري از آنها بدون هيچ‌گونه پشتوانه
تئوريك و بدون ارائه طرح‌هاي توجيهي كارشناسي شده اجرايي شده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;اگر نگاهي عميق‌تر به سياست‌هاي اقتصادي دولت
نهم در سال‌هاي گذشته بيندازيم، به خوبي مشخص مي‌شود كه مبناي همه آنها باورهاي
فكري رئيس دولت است كه بارها بر آن تاكيد كرده از آن جمله مي‌توان به موضوع تعيين
دستوري نرخ سود بانكي، اعمال سياست‌هاي مالي و پولي متناسب با اين اعتقاد -كه با
كاهش نرخ سود بانكي، نرخ تورم كاهش مي‌يابد- انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي
به‌رغم گزارش فرهاد رهبر، رئيس سابق اين سازمان در مخالفت با آن و... اشاره كرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 17 Aug 2009 15:33:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویلچر</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسرک پوست صورتش سوخته بود. دستشو جلوی سینه اش می‌گرفت، مچش تا می‌خورد و انگشتاش سمت پایین بود؛ طفلکی نمی‌تونست دستشو درست حرکت بده و فلج بود. سلام کرد و به دخترک سر میز گفت: «من شما رو می‌شناسم؟» دخترک گفت &quot;آره، من شما رو کامل می‌شناسم آقای...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرد همراه دخترک که سر میز ما نشسته بود، گفت: &quot;یادت نیست؟ ما با هم پارسال خوراک هشت پا خوردیم توی مراسمی که....&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسرک گفت: &quot;آره، یادم اومد. چرا دیگه نمی‌یاین، ما هر هفته برنامه داریم توی خیابون طالقانی، خوش می‌گذره. اول با هم نیم ساعت آواز می‌خونیم، نیم‌ساعت موعظه می‌شنویم و نیم‌ساعت هم انجیل می‌خونیم. خیلی شلوغ می‌شه. همه میان.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دخترک گفت: &quot;من که گاهی میام. اگه اینو هم بتونم بیارم، بیشتر می‌آم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من که داشتم غذامو می‌خوردم سعی کردم واکنشی نشون ندم. مرد شروع به گپ زدن با پسرک کرد و گفت: «راستی از دوست مشترکمون ... چه خبر؟ مگه ویلچر رو کنار نذاشته بود و می‌تونست یه کم راه بره؟ چرا اخیراً دوباره ویلچر نشین شده؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسرک که مرتب لبخند می‌زد و گاهی وسط حرف‌زدنش آب دهانی به این طرف و اون طرف می‌پاشید، گفت: «چون با خدا قهر کرده. وقتی که با خدا رابطش خوب بود، تونست از روی ویلچر بلند شه اما حالا با خدا و مسیح قهر کرده.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسرک با جدیت و با حسی که تمام اعتقاد قلبی اونو نشون می‌داد، حرفشو ادامه داد: &quot;خدا هم گفت حالا که با من قهر کردی، منم سلامتی تو رو می‌گیرم. آدم هیچ وقت نباید با خدا قهر کنه.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دخترک و مرد همراه جفتشون تأییدش کردن. مرد گفت: «اون که از اول مسیحی نبود. مثل ماهاست دیگه؟ چه جوریشد که مسیحی شد؟» پسرک جواب داد: «ماجرای طولانی داره، تازه شاید نخواد که من بگم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرد گفت: «شاید چون عاشق دختر مسیحی شده بود، دینش رو عوض کرد؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دخترک گفت: «چرا می‌خوای به زور جواب بگیری؟ به ما ربطی نداره چه جوری وارد گروه شده.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسرک گفت: «ما خوشحال می‌شیم شما باز هم بیاین. مسیح به همه آرامش می‌ده. من خیلی راضیم که مسیحی شدم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تو این مدت من هم با خودم فکر می‌کردم چرا اینقدر گروهک‌های ترویج مسیحیت زیاد شده؟ حتی این پسرک مفلوج یا اون دوست ویلچر نشینشون؟ من همیشه فکر می‌کردم اونها که نقصی دارن، دینشون کامل‌تره و اعتقادات بالاتری دارن و تصور نمی‌کردم بتونن دینشونو عوض کنن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;10 اسفند 87&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن. قبلاً هم در این باره نوشته بودم. (&lt;A href=&quot;http://www.redpens.blogfa.com/post-119.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 13:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوستالژی کودکانه</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نوستالژی عجیبی است. دوست داری تاسوعا و عاشورا را همانجا باشی که در کودکی بودی. شاید تفاوتی نکند سینه‌زنی‌ها، علم‌کشی‌ها، طبل‌ها، صدای سنج‌ها، حاشیه‌های دسته‌ها و... اما دوست داری هانجا باشی که سال‌ها پیش ایستاده بودی و آرام و بی‌صدا به حرکت هماهنگ زنجیرها نگاه می‌کردی و ذهنت را با حرکت پرچم‌ها پرواز می‌دادی.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Jan 2009 15:50:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ضرر</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=59383&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff9933&gt;&lt;STRONG&gt;اين &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;هم حكايتي است. به خاطر فلسطين بازار رو تعطيل مي‌كنيم و به اقتصاد خودمون ضربه مي‌زنيم، اون هم تو هفته‌اي كه 2 روز آخرش تعطيله!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Dec 2008 15:32:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظ «خاطره»</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خیلی متأثر شدم از رفتن «&lt;A href=&quot;http://www.iranhmusic.com/article.aspx?id=1332&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;خاطره&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;». سال 80 اولین بار خاطره پروانه رو دیدم. اون زمان خبرنگار فرهنگی بودم و در حوزه «اقتصاد فرهنگ» کار می کردم. می‌خواستم رو یک پرونده راجع به اقتصاد موسیقی بانوان کار کنم. «پریسا» اولین گزینه بود برای مصاحبه. از استادم، مرحوم داریوش زرگری شمارشو گرفتم اما حاضر نشد مصاحبه کنه. داریوش عزیز گفت با «خاطره پروانه» صحبت کن. وقتی به خاطره زنگ زدم، با علاقه گفت که خودش هم دوست داره راجع به این موضوع حرف بزنه. برای مصاحبه که گرفتم، شاگرد داشت و چند خانم برای تمرین آمده بودند. به اونا درس می‌داد و همزمان مصاحبه می‌کرد. به شاگرداش می‌گفت تحریرهای جدید رو تمرین کنن و ما صحبت می‌کردیم. خیلی گله می‌گرد از محدودیت‌هایی که برای زنان خواننده بعد از انقلاب ایجاد شده بود، از این می‌گفت که حتی چند بار به خاطر اجرا در خارج هم تذکر گرفته. می‌گفت کنسرت‌های بانوان توی کشور هم شده سالن «مد»!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ساعت 2.5 برای مصاحبه رفتم اما ساعت 8 شب از خونه خاطره اومدم بیرون. خیلی صحبت کرد اما نمی‌شد چاپشون کرد. بیشتر «خاطره» از خاطره‌ها گفت. می‌گفت استاد صبا به خاطر اینکه صدامو از مادرم (پروانه) به ارث برده بودم، اسم منو خاطرۀ پروانه گذاشت؛ در حالی که فامیل خودش «خاوری» بود. شاید جالب‌ترین خاطره‌ای که برام تعریف کرد، خاطره تقدیر شدن از طرف آخرین پادشاه افغانستان بود که اگر وقت کنم بعداً خاطره‌هاشو می‌نویسم. موقع خداحاظی هم یک CD از آخرین کارش رو بهم داد. این CD رو با تار امیر کوشکانی در اروپا اجرا کرده بودند. گفته بود «این CD رو به کسی ندهی‌ها و گرنه باز به من گیر می‌دن.» روحش شاد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 12:43:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیش‌بینی احمدی‌نژادی</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;احمدی‌نژاد اثبات کرد نه تنها در عملکرد و تصمیم‌گیری‌های خود دچار اشتباه است، بلکه توان تحلیل مسائل سیاسی و پیش‌بینی را نیز ندارد. اوبا پیروز شد اما احمدی‌نژاد گفته بود: (&lt;A href=&quot;http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=37397&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Nov 2008 04:37:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آمریکا و حذف یارانه در ایران</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت‌وگوی من با «خوزه مانوئل دل‌‏ريو»، عضو هيأت رئيسه پارلمان مکزيک (&lt;A href=&quot;http://ilna.ir/shownews.asp?code=454749&amp;code1=31&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;) حاشیه‌های جالبی داشت. وقتی گفتم ما هم می‌خواهیم طرح حذف یارانه انرژی رو اجرای کنیم، خندید. گفت: «من مهمترین چیزی که از ایرانی‌ها فهمیدم اینه که خیلی به اخبار خارجی (مربوط به رسانه‌های خارجی) علاقمند هستند. من فهمیدم آمریکا نمی‌ذاره این طرح اجرای بشه و مردم رو تشویق می‌کنه بیان تو خیابونا و اعتراض کنن.» می‌گفت حذف یکباره یارانه‌ها بزرگترین اشتباه دولت شماست و نیابد این کار رو انجام بده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;***&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دل‌‏ريو می‌گفت حقوق یک دبیر اقتصادی در یک خبرگزاری توی مکزیک حدود 5 هزار دلاره. یک وزیر در مکزیک ماهی 20 هزار دلار و یک نماینده مجلس (مثل خودش) 10 هزار دلار در هر ماه حقوق می‌گیره. وقتی من حقوق خودمو گفتم، باز هم خندید!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 14:06:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیکاری</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>این هم مصاحبه من با رادیو گفت و گو راجع به دو رقمی شدن بیکاری در سال ۸۷ که آخر این &lt;A href=&quot;http://radio.irib.ir/goftogoo/RadioSheet/Archive/w_Program05/04/Bedone/low/04.mp3&quot; target=_blank&gt;فایل&lt;/A&gt; و اول این &lt;A href=&quot;http://radio.irib.ir/goftogoo/RadioSheet/Archive/w_Program05/04/Bedone/low/05.mp3&quot; target=_blank&gt;فایل&lt;/A&gt; می تونید گوش کنید. انتشار &lt;A href=&quot;http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=452728&quot; target=_blank&gt;این &lt;/A&gt; خبر بهانه انجام مصاحبه شد. </description>
<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 05:43:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایلنا</title>
<link>http://redpens.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;کار توی خبرگزاری تجربه جدیدیه. دبیری توی یک خبرگزاری وقت زیادی می‌گیره و کمتر فرصت فکر کردن و تحلیل پیدا می‌کنی. یک هفته زمان برد تا چندتا خبرنگار خوب پیدا کنم اما هنوز 2 تا خبرنگار خوب یکی واسه حوزه بانک و بیمه و یکی واسه اقتصاد کلان (وزارت اقتصاد و سازمان مدیریت) پیدا نکردم. فکر می‌کنم از فردا کار به صورت جدی‌تر شروع بشه. از فردا همه خبرنگاران (به جز این دو تا حوزه) فعالیت جدی خودشون رو شروع می کنن. اگرچه امکانات ایلنا هنوز مثل شرایط قبل از توقیفه و پیشرفتی نکرده، اما بهانه‌ای برای کار نکردن وجود نداره. از فردا باید دید چند درصد از اخبار رسانه‌های دیگه رو به اخبار تولیدی خودمون اختصاص بدیم. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 Aug 2008 17:49:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redpens&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>redpens</dc:creator>
<guid>http://redpens.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
