در ايران تقريباً اكثريت نيروي كار تمايل به كسب تجربه در كارهاي مختلف هستند. به عنوان مثال يك مهندس معمار، نقش پيمانكار و مجري را نيز ايفا ميكند، يك برقكار ساختمان، سعي ميكند كمكم ماهواره نيز نصب كند، كارمند بايگاني تقاضاي انتقال به بخش حسابداري را ميدهد و... در ايران مسأله تخصص در يك شغل چندان اهميتي ندارد و افراد همواره تلاش ميكنند به مرور زمان تجربه كار در چند رشته كاري را بدست آورند. دليل اين موضوع تقريباً مشخص است؛ محدوديت انتخاب. كارگر ايراني دوست دارد فضاي كسب و كاري مطابق علاقه خود دست و پا كند، در حالي كه تخصصي شدن و كار كردن در يك بخش از يك رشته كاري او را محدود ميكند. مثلاً يك متخصص ارتوپد در ايران ايراي نمي تواند بپذيرد فقط در رشته شكستگي استخوان مچ دست تخصص بگيرد. همانگونه كه مهدي ايجي عزير نوشته است يكي از دلايل عدم پذيرش اين موضوع نگراني از تقاضاي بازار و بيثباتي شغلي است اما دليل مهمتر آن اين است كه دوست ندارد محدود به كاري خاص شود. انسان آزاد همواره براي خود حق انتخاب گستردهاي متصور است و در صورتي كه احساس محدوديت كند، دچار چالش ميشود. همين موضوع است كه در بدو ورود به دانشگاه، دانشجويان را به خود مشغول ميدارد و براي تعداد فرصتهاي شغلي آتي خود را ميشمارند تا مبادا بازارهاي محدودي مقابلشان باشد.
این مطلب اول من توی وبلاگ مسیر توسعه بود.