جلسه دیدار اقتصاددانان منتقد با رئیس جمهور برگزار شد، اما هر چه میخواهم راجع به آن ننویسم نمیتوانم:
1- نامه 57 اقتصاددان منتقد به رئیس جمهور حاوی نکات ارزندهای بوده و در مجموع نقدی چالش و علمی محسوب میشد، اما به نظر من پاسخهای وزیر اقتصاد به این نقد که در این پاورپوینت آمده، بسیار کاملتر و دقیقتر است.
2- نمیدانم چرا اقتصاددانان جلسه با رئیس جمهور را پذیرفتهاند و به 4 سؤال تکراری و کلیشهای احمدینژاد پاسخ دادند؟ آیا واقعاً تصور میکردند با این دیدار رویه اقتصادی دولت اصلاح میشود؟
3- حتی اقتصاددانان حاضر در جلسه میتوانستند نقدهای وزیر اقتصاد را نیز به نقد بکشند، اما نکشیدند و شاید بتوانم بگویم نتوانستند. (البته متأسفم که چنین میگویم) همه اقتصاددانان حاضر در این جلسه در گفت و گو با خبرگزاریها اظهار کردند که جلسه بسیار خوب بوده است و از آن رضایت داشتند که تأکیدی است بر این گفته.
4- چرا اقتصاددانان مسائل دیگر از جمله تغییر ساختار سازمان مدیریت، کاهش دستوری نرخ سود، سرمایهگذاریهای بخش نفت و... را به چالش نکشیدند و...؟
5- چرا هر یک از اقتصاددانانی که در جلسه صحبت کرد، سعی داشت تا بخشی از دانش شخصی خود را به رخ بکشد؟ عبده تبریزی از بورس گفت، ستاری فر از بودجه، مؤمنی از الگوی عدالت اجتماعی و.... درست است که هریک در حوزهای صاحبنظرند، اما باید بپذیریم که عبده تبریزی از پرسشهای خود همان جوابی را گرفت که در اواخر دوران مدیریت خود در بورس، برای پاسخ به سؤالات مشابه خبرنگاران، توجیه میآورد. با این کار، عملاً تمرکز انتقادات از هم گسست و دولت توانست برای هر سؤالی توجیه درخوری ارائه دهد.
6- چرا اقتصاددانان بعد از جلسه از گفت و گو در مورد مباحث مورد بحث در جلسه سخن نگفتند و گذاشتند دولت، آنگونه که میخواهد خبر آن را منعکس کند؟
نمیدانم... نتوانستم که انتقاد نکنم!