تبليغاتX
قلم های سرخ
قلم های سرخ
اقتصادی، اجتماعی، سیاسی
شنبه بیستم آبان 1385
وقتي خدا همه جا هست

1- رفته بودم تماشاي فيلم «وقتي همه خواب بودند». فيلمي روان، ساده و دلنشين. در حين تماشاي فيلم دو موضوع قابل توجه وجود داشت: اول گريم بسيار خوب كه توانسته بود به زيبايي هرچه تمام‌تر گلاب آدينه را به يك پيرزن 90-80 ساله تبديل كند؛ دوم سوژه خوب فيلم كه اگرچه ممكن است با قدري اغماض مشابه برخي فيلم‌هاي ديگر مانند رنگ خدا، يك تكه نان و... باشد اما به خوبي توانست به مخاطبان سنتي و خشكه مقدس بفهماند كه عقيده مقدم بر ظواهر است. ماجراي فيلم، ماجراي پيرزني است كه سال‌ها آرزوي رفتن به حج را داشت اما سازمان حج و زيارت در سن 90 سالگي كه فرصت زيارت فراهم آمده بود، به دليلي مانع رفتن او به حج شد. چند نفر از كودكان و جوانان ده او را به جايي در دل كوه‌ها و در كنار يا تكه سنگ بزرگ مي‌برند و مي‌گويند اينجا كعبه است... پيرزن چون نمي‌دانست كه كعبه دقيقاً به چه شكل است، دور آن سنگ طواف كرد و همان حال معنوي را داشت كه در صورت تشرف واقعي به او دست مي‌داد. در اين فيلم به خوبي نشان داده شد كه كعبه با يك سنگ داراي تفاوت ماهوي نيست، بلكه اين نيت انسان است كه اهميت دارد.

2- بچه كه بودم فكر مي‌كردم چرا بايد 7 دور طواف كرد و دور خانه خدا چرخيد. مگر خدا خانه دارد؟ بزرگتر كه شدم ديدم همه اين‌ها بهانه است. هدف فقط تمركز است. تهي شدن از ماديات و گسستن از ظواهر. مي‌گويند در طواف فقط به خدا و ذكرهايي كه مي‌گويي فكر كن و الا همه چيز از نو..... اين را گفته‌اند براي ساده‌دلان. آنها كه فقط بايد دنبال بهانه‌اي باشند تا دلشان آرام گيرد. براي آنها كه هوشيارترند، همه جا مي‌تواند خانه خدا باشد. فقط بايد تمركز كرد. آري... خدا همه جا هست.

+ نوشته شده در ساعت9:40 توسط امیر لعلی