تبليغاتX
قلم های سرخ
قلم های سرخ
اقتصادی، اجتماعی، سیاسی
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
اتوبوس دربستی

هوا سرد شده بود. 2 سال پیش. در بزرگراه چمران، روبروی نمایشگاه و سر خیابان سئول ایستاده بودم منتظر تاکسی. می‌خواستم برم ونک و بعد از اون بلوار کشاورز. حدود 20 دقیقه واستادم اما دریغ از یک تاکسی. نیت کرده بودم دربست بگیرم. تو همین حال و هوا بودم که یک اتوبوس دوکابینه (همونا که در آکاردئونی دارن) از چمرام پیچید توی سئول و چند متر جلوتر از من واستاد. بوق زود. پرسید کجا می‌ری؟ گفتم منتظر تاکسیم.

گفت: کجا می‌خوای بری؟ گفتم ونک.

گفت: آخرش کجا؟ گفتم بلوار کشاورز.

گفت: دربست می‌ری؟ خندیدم. گفتم شوخی می‌کنه. دوباره گفت: چند می دی دربست ببرمت؟ با خودم فکر کردم حتماً می‌خواد بگه 10-15 تومان می‌گیرم می‌برمت. دوباره گفت: نمی‌آی؟ با خنده و تردید پرسیدم: نمی‌دونم چقدر می‌شه. گفت: هر چی دادی. گفتم: تا حالا که اتوبوس دربست نگرفتم بدونم چنده؟ در عین همین دیالوگ‌ها با خودم فکر می‌کردم احتمالاً یه جایی بین راه یا مثلاً ونک می‌خواد پیادم کنه و  بره تو ایستگاه.

گفت: چهار تومن می‌گیرم می‌برمت بلوار. گفتم: چهار تومن ندارم، سه تومن خوبه. گفت: بیا بالا.

سوار شدم. اتوبوس کاملاً خالی بود و من کنار صندلی راننده واستادم. انتخاب واسه نشستن خیلی زیاد بود و یادم نیست هیچ وقت توی اتوبوس این قدر حق انتخابم زیاد بوده باشه.

توی راه پرسیدم بهش گیر نمی دن خالی می‌ره یا اینکه داره می‌ره تعمیرگاه یا ایستگاه؟

گفت کارش همینه و هیچ وقت تو ایستگاه نمی‌ره. می‌گفت «اینجوی بیشتر در می‌آرم. یه سری مسافر ثابت هم دارم. مثلاً موقعی که برف می‌اد و مسافرای تجریش- دربند بدون ماشین تو خیابون می‌مونن،به موبایلم زنگ می‌زنن من دو برابر کرایه می‌گیرم و می‌برمشون. خیلی ها موبایل منو دارن. تو هم بنویس اگه جایی دربست خواستی زنگ بزن یا دوستات... تازه من می‌تونم از مسیر ویژه و بدون ترافیک برم و مزیتم از ماشینای دیگه بیشتره.»

***

این هم حکایت اتوبوس دربستی ما. تحلیلش با خودتون.

+ نوشته شده در ساعت16:15 توسط امیر لعلی
دوشنبه نوزدهم آذر 1386
چرا نمی‌نویسم؟

یک ماه شد که وبلاگ رو به روز نکردم. این که کمتر وب گردی می‌کنم و کمتر می‌نویسم نه از روی تنبلیه و نه از روی خسته شدن از فضای وبلاگ و کار و بهانه‌های اینجوری که بعضی دوستان گهگاه برای ننوشتن می‌آرن. این که نمی‌نویسم به خاطر نبود کامپیوتر و اینترنت در دسترسه. توی روزنامه یک کامپیوتر داریم و 6 تا خبرنگار! زمان برای کارهای اینجوری نمی‌مونه. توی خونه هم کامپیوتر نداریم، اون هم به این خاطر است که خونه کوچیکی داریم که نمی‌‌شه کامپیوتر جایی از خونه قرارداد. واسه همین کامپیوتر سابق رو به خونه خودم منتقل نکردم. حالا برنامه‌ای ریختم که مطالب رو توی کاغذ بنویسم و جایی که کامپیوتر هست فقط تایپ کنم. حتماً از فردا دوباره می‌نویسم.

+ نوشته شده در ساعت19:46 توسط امیر لعلی