تبليغاتX
قلم های سرخ
قلم های سرخ
اقتصادی، اجتماعی، سیاسی
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386
تغيير محدود استراتژي دولت در اتاق

«روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می‌شد: «من کور هستم. لطفا کمک کنید.» روزنامه نگارخلاقی از کنار او می‌گذشت. نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند، اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز خبر‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم‌های او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه‌نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می‌شد: «امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آنرا ببینم»

وقتی كاري را نمي‌توان پیش برد، بايد استراتژی را تغییر داد.»

حكايت نقش دولت در انتخابات روز گذشته اتاق بازرگاني هم مثل همين ماجراست. خاموشي رفت و نهاونديان آمد. هر دو نماينده بخشي از بدنه دولت و جريان فكري دولت هستند ولي نهاونديان چهره‌اي آراسته‌تر و تأثيرگذارنده‌تر است. شايد تفاوت‌هاي كوچك ميان نهاونديان و خاموشي موجب حمايت بيشتر دولت از اقتصادخوانده اصولگراست كه عبارتند از:

- خاموشي مورد حمايت طيفي است كه در 28 سال گذشته و حتي قبل از آن اختيار بازار ايران را در دست داشتند. مؤتلفه اسلامي كه همواره مورد حمايت مديران راست سياسي و مذهبيون سنتي كشور بوده‌اند، انحصارات گسترده‌اي را در اقتصاد كشور به وجود آوردند اما نگاهي به جريان نقوذ اين گروه در 10 سال گذشته نشان مي دهد كه مغز و جريان فكري اين نحله پير شده و همين موضوع تا حدي قدرت نفوذ آنها را در اقتصاد كاهش داده است؛ اگرچه همچنان بزرگترين سهامداران اقتصاد ايران هستند. علي‌نقي خاموشي نيز در 20 سال گذشته با حمايت مؤتلفه اسلامي اتاق بازرگاني را مديريت كرد اما به نظر مي‌‌رسد با كاهش تدريجي قدرت مؤتلفه به دليل عدم جايگزيني نيروهاي جوان به جاي عسگراولادي‌ها، ميرمحمد صادقي و... بايد تحولاتي در تركيب نيروهاي سياسي اقتصاد ايران به وجود آيد كه حاكميت به خوبي از آن بهره‌برداري كرده و اصولگرايان اقتصادي داراي انديشه‌هاي سياسي و مذهبي مشابه مؤتلفه اما مدرن‌تر را به تدريج جايگزين كرده است.

- علي‌نقي خاموشي اگرچه مورد توجه و حمايت بخش زيادي از حاكميت قرار دارد، اما به نظر مي‌رسد شرايط خاص اجتماعي- سياسي ايران ايجاب مي‌كند كه در عرصه مديريت اقتصادي كشور نيروهاي داراي ظاهري نوين و علمي‌تر جايگزين مهره‌هاي سنتي‌تر شده تا بخشي از انتقادات اجتماعي و اقتصادي به اين مقوله نيز از ميان برداشته شود. البته در اين بين نبايد خاستگاه برگزيدگان هيأت نمايندگان اتاق‌هاي بازرگاني را نيز از نظر دور داشت.

- نهاونديان تقريباً چهره مورد قبول 3 گروه است كه مي‌توان شاخص‌هاي آنها را احمدي‌نژاد، لاريجاني و قاليباف معرفي كرد. اين 3 گروه كه در حال حاضر بيش از گروه هاي سياسي ديگر حتي اصلاح‌طلبان با يكديگر در كشمكش‌هاي سياسي رقابت دارند، احتمالاً بر سر نهاونديان موضع رضايت دارند و همين موضوع از چند جنبه قابل بررسي است كه مهم‌ترين آن موضوع پرونده هسته‌اي ايران است. با توجه به افزايش تحريم‌هاي تجاري عليه ايران در خصوص موضوع هسته‌اي، شايد بيشترين نهاد متدثر از اين تحريم‌ها اتاق بازرگاني باشد كه تقريباً اكثريت تجار بزرگ كشور در آن عضويت دارند. قطعاً حضور نهاونديان در سمت معاونت اقتصادي دبير شوراي امنيت و رئيس ستاد تدابير ويژه اقتصادي اين شورا، نقش تعيين‌كننده‌اي در اتخاذ استراتژي‌هاي كشور و به ويژه اتاق بازرگاني در مقابله با پديده تحريم دارد و در واقع با انتخاب نهاونديان، سيستم مديريت تجاري كشور براي مديريت زمان تحريم كاملاً يكپارچه شده است.

* در همين رابطه اينجا  را بخوانيد.

+ نوشته شده در ساعت9:49 توسط امیر لعلی
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386
جسارت نهادگرايان

نامه 57 استاد اقتصاد كشور به رئيس جمهور داراي چند نكته حائز اهميت است:

- علي‌رغم آنكه دولت در يك سال گذشته در محافل مختلف اقدام به دعوت منتقدان به سكوت كرده است و در شرايطي كه انتقاد از دولت نهم و سياست‌هاي عوام زده آن در چارچوب خط قرمز‌هاي امنيتي قرار گرفته است، انتقاد اين اساتيد جسارتي بزرگ و قابل تقدير است.

- نامه اساتيد به رئيس جمهور داراي 57 امصا بوده است كه نشانگر تحليل‌هاي درست و منطقي آن است و قطعاً اثرگذاري بيشتري در مقابل نامه 15 اقتصاددان به مجلس در سال 83 دارد. همين تعداد امضا براي چنين نامه‌اي كه احتمال برخورد دولت با امضاكنندگان را به دليل محتواي آن در پي خواهد داشت، شايد كم سابقه و يا حتي بي‌سابقه باشد.

- نگاهي به تحليل‌هاي اقتصاددانان امضا كنندگان نامه نشان مي‌دهد كه آنها ابعاد گسترده و جامع اقتصاد كشور از فقر تا رشد اقتصادي و سياست‌هاي پولي را تجسم كرده و تحليل‌هايي چند بعدي ارائه داده‌اند كه در نوع خود حائز اهميت است.

- پايه و اساس تحليل‌هاي اين اساتيد، مشخص كزدن مشكلات ساختاري و نهادي كشور بوده است كه به عنوان مهم‌ترين عامل عدم تعادل‌هاي اقتصاد ايران، كمتر مورد توجه ديگر تحليلگران اقتصادي كشور قرار گرفته است.

+ نوشته شده در ساعت11:46 توسط امیر لعلی
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386
رابطه نرخ سود و تحریم

آیا می‌شود موضوع کاهش 5 درصدی نرخ سود بانکی را مرتبط با موضوع تحریم دانست؟ این موضوعی است که از صبح در ذهنم شکل گرفته است. اگر بپذیریم که دولت می‌داند به زودی تحریم‌های جدی‌تری برای اقتصاد ایران در راه است، باید این فرصت را فراهم کند که فعالیت‌های واسطه‌گری به ویژه در زمینه تهیه مواد غذایی و کالاهای اساسی افزایش یابد. زیارا بخش خصوصی و خود مردم در شرایط تحریم راحت‌تر خواهند توانست نیازهای خود را از طرق مختلف تأمین کنند. برای این کار نیز لازم است نقدینگی در دست مردم افزایش یابد و چه شیوه‌ای بهتر از کاهش سود، افزایش تقاضا برای دریافت وام، افزایش نقدینگی در دست مردم و...؟

+ نوشته شده در ساعت11:30 توسط امیر لعلی
شنبه نوزدهم خرداد 1386
الگوی مارکسیستی

متأسفانه در چند هفته اخیر که کمی اقتصادی‌تر نوشتم و با دوستان وبلاگ مسیر توسعه و کلک سینا رو به راه انداختیم، به خوبی روش بحث کردن مدعیان لیبرالیسم اقتصادی برای نفی دیدگاه‌های مقابل برام روشن شد. اون‌ها در بحث‌های خودشون و هر جا که زیر سؤال قرار می‌گیرن، سعی می‌کنن با ایجاد بحث بر سر مفاهیمی و موضوعات حاشیه‌ای و نحوه نگارش موضوع، از بحث اصلی فاصله گرفته و رقیب رو وارد حوزه بحث‌های حاشیه‌ای کنند که سر آخر هم نتیجه می‌گیرن استدلال اول اشتباه بوده! این همان الگوی بحث مارکسیست‌هاست که لیبرال‌های اولیه به آن انتقاد وارد می‌کردن اما گویا آنها هم به سمت مارکسیست‌ها جلب شده و شیفته نحوه بحث اونا شدن. نمونه این استدلال من در وبلاگ‌های یاد شده و وبلاگ انتخاب آزاد زیاد دیده می‌شه.

+ نوشته شده در ساعت17:55 توسط امیر لعلی
شنبه نوزدهم خرداد 1386
ترقی معکوس

خبرگزاری مهر خبر داد: عبدالرضا شیخ الاسلامی رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس شورای "سیاست گذاری ونظارت بر انتشار آثار و اندیشه های رئیس جمهور" در احکام جداگانه اعضای این شورا را منصوب کرد. بر اساس این حکم دکتر غلامحسین الهام ، دکتر محمد حسین صفار هرندی ، مهندس مجتبی ثمره هاشمی حجج اسلام روح الله حسینیان ، دکتر حاج علی اکبری ، مهندس صادق محصولی ، دکتر رحیم پور ازغدی ، دکتر علی مطهری ، مهندس علی اکبر اشعری ، مهندسی علی اکبر جوانفکر ، دکتر محمد علی فتح اللهی ، دکتر محمد شفیعی فر ، محمد جعفر بهداد و مجتبی زارعی به عضویت " شورای سیاست گذاری ونظارت بر انتشار آثار و اندیشه های رئیس جمهور " منصوب شده اند.مجتبی زارعی همچنین مسوولیت دبیری این شورا را بر عهده دارد .

در این مملکت که روزی شورای نظارت بر نشر اندیشه‌های امام تشکیل می‌شد، امروز باید شورای نظارت بر اندیشه احمدی نژاد تشکیل شود، البته اگر اندیشه‌ای وجود داشته باشد.

یاد این شعر افتادم:

از دست بوس به پابوس رسیده‌ای      خاکت به سر، ترقی معکوس کرده‌ای

+ نوشته شده در ساعت17:53 توسط امیر لعلی
شنبه نوزدهم خرداد 1386
فكر

چند روزه ذهنم دوباره مشغول چيزي شده كه چندين بار در ماه‌هاي قبل درگيرش شده بود. باز اين موضوع مثل خوره داره اذيتم مي‌كنه كه چطور مي‌شه متغيرهاي جرياني رو در اقتصاد به متغيرهايي ذخيره‌اي تبديل كرد يا برعكس.

+ نوشته شده در ساعت11:43 توسط امیر لعلی
جمعه هجدهم خرداد 1386
داستان‌های احمدی‌نژاد

گویا سخنرانی‌های داستان‌گونه احمدی‌نژاد را پایانی نیست. رئیس جمهور گهگاه طوری صحبت می‌کند که ملت همه کودکان 4-5 ساله هستند. او دیروز پس از افتتاح بخش گازي نيروگاه سيكل تركيبي پرند خطاب به ملت ايران خواستار صرفه‌جويي در مصرف برق در ساعات پيك مصرف شد و اظهار كرد: ما مخالف رفاه مردم نيستيم و خوشحاليم از اين‌كه سيل لوازم برقي به سوي خانه‌ها سرازير است. آرزوي ما اين است كه ملت شاد و در رفاه باشد. دولت خواهان اين است كه مردم بتوانند تفريح كنند، شاد باشند و اين آرزوي ماست. برخي ناراحت مي‌شوند كه مردم به مسافرت مي‌روند. در حالي كه ما از اين قضيه خوشحاليم و نه تنها براي ملت خود بلكه براي تمام ملت‌هاي دنيا چنين چيزي را خواستاريم. من وقتي مي‌بينم يك خانواده شادمانه در حال قدم زدن است، مثل اين‌كه دنيا را به ما هديه داده‌اند. زيباترين صحنه اين است كه مردم شاد باشند اما بايد براي اين‌كه دچار خاموشي نشويم در ساعات پيك مصرف كمي رعايت كنيم تا بخش‌هاي ديگر كشورمان دچار خاموشي نشوند. رييس‌جمهور گفت: من ملت را به دو چيز دعوت مي‌كنم؛ اول سازندگي و دوم صرفه‌جويي در مصرف انرژي.

معلوم نیست تا چه زمانی مملکت قرار است با این سخنان کودکانه اداره شود.

+ نوشته شده در ساعت17:29 توسط امیر لعلی
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
پارادایم‌های اقتصادی

توی این چند وقته خیلی‌ها تو کامنت‌هاشون دنبال تقسیم‌بندی عقایدی بودن و سؤالات عجیبی می‌پرسیدن؛ از جمله اینکه «پارادایم فکری شما تو اقتصاد چیه؟»، «به کدوم مکتب اقتصادی اعتقاد دارید؟»، «نئوکلاسیک هستید یا اعتقاد به ساختارشکنی در اقتصاد دارید؟» واقعاً اگر یه خورده فکر کنیم متوجه می‌شیم که میلیاردها آدم با میلیاردها طرز تفکر رو نمی‌شه توی چند مکتب اقتصادی طبق‌بندی کرد و گفت طبق کدوم اصول رفتار می‌کنن. می‌شه در مورد موضوعات پولی از جمله در خصوص تعیین نرخ سود بانکی دیدگاه نئوکلاسیک‌ها رو دنبال کرد، در مورد تصدی‌گری‌های دولتی کینزی بود، در مورد دیدگاه توسعه‌ای طرفدار نگاه عظیمی بود و....

واقعاً کسی هست که بتونه بگه دیدگاهش کاملاً منطبق بر یک پارادایم و یک الگوی اقتصادی خاصه؟

+ نوشته شده در ساعت18:2 توسط امیر لعلی
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
عدم شفافیت های لیبرالی

روزنامه هم‌میهن گفت و گویی را با موسی غنی‌نژاد انجام داد که حاوی چند نکته غیر منطقی و غیر منصفانه است که بدون هیچ توضیحی فقط اونا رو بیان می‌کنم:

1- ما پايگاه خاصي نداريم. مثل برخي دوستان كه در دانشگاه‌هاي مختلف، به تبليغ انديشه‌هاي چپ و نهادگرايي مي‌پردازند، ما پايگاه خاصي نداريم (!)...شايد بتوانيم از دانشكده اقتصاد و مديريت دانشگاه صنعتي شريف هم به عنوان يكي از اين پايگاه‌ها نام ببريم كه توسط دكتر نيلي اداره مي‌شود. بايد اعتراف كنم كه تفكر غالب اساتيد دانشگاه‌هاي ايران هنوز چپ‌گرايانه است.

2- اقتصاد آزاد بر منافع شخصي و پيگيري سودهاي مشخصي تاكيد دارد اما تفكر چپ‌ها كاملا بر پايه منافع گروهي تاكيد مي‌كند. از نظر آرمان‌گرايي، اين ضعف اقتصاد آزاد است. اما عقلانيت اقتصاد آزاد، نقطه‌قوت آن است، اما مردم عادي و عموم خيلي دنبال عقلانيت نيستند. مردم بيشتر در دام پوپوليست‌ها مي‌افتند.

3- چارچوب فكري طرفداران اقتصاد آزاد به آنها اجازه نمي‌دهد كه شعارهاي پوپوليستي و آرمان‌گرايانه بدهند!

4- در هيچ جاي دنيا حزب ليبرال قوي پيدا نمي‌كنيد. ليبراليسم ايده حاكم است، اما در هيچ جاي دنيا حزب حاكم مطلق نيست!

5- به هر صورت تفكر مقابل اقتصاد آزاد پايگاه خوبي در ايران دارد. نمونه بارز آن، به قدرت رسيدن پوپوليست‌هاست كه در دولت نهم متبلور شده‌اند!

+ نوشته شده در ساعت14:44 توسط امیر لعلی
شنبه دوازدهم خرداد 1386
سياه‌ چاله تورم

مدتيه مي‌خوام مطلبي راجع به رابطه نزخ سود بانكي و تورم بنويسم كه نمي‌شه. بسياري از دوستام اعتقاد دارن تورم يه پديده كاملاً پوليه و رشد نقدينگي موجب افزايش تورم مي‌شه، اما من اصلاً اعتقادي به اين موضوع ندارم. خيلي پديده‌هاي مهم در تورم تأثير گذارند كه اصلاً پولي نيستن. يكي از مسائلي كه در تورم مؤثر است، مرتبط ساختن پارامترها و متغيرهاي اساسي اقتصاد در جامعه با تورم است. به عنوان مثال فرض تورم در 11 ماهه سال گذشته 13.6 درصد بود. براي دستمزدهاي سال 86، براي حقوق بازنشستگان، براي تعيين كرايه‌ها، براي افزايش قيمت خوراكي و... ملاك افزايش تورم 13.6 درصد است و همه تصور مي‌كنند بايد رشد قيمت‌ها در سال 86 حداقل 13.6 درصد افزايش يابد. بعد سعي مي‌كنند تا افزايشي بيش از اين رقم در قيمت كالاها و خدمات به وجود آورند كه همين موضوع موجب مي‌شود سطح تورم در كشور كاهش نيابد، بلكه بيشتر شود. در اقتصاد ايران دولتمردان و مردان سياست راحت‌ترين شيوه را براي تعيين قيمت كه همان محاسبه بر مبناي تورم است، انتخاب مي‌كنند و يك شبكه عنكبوتي قيمت‌ها در اقتصاد تشكيل خواهد شد كه در مركز آن تورم قرار دارد. در واقع تورم در اقتصاد سياه‌چاله‌اي است كه همه متغيرهاي ديگر را به خود جذب مي‌كند و گره حادي در اقتصاد به وجود مي‌آورد.

+ نوشته شده در ساعت11:33 توسط امیر لعلی
چهارشنبه نهم خرداد 1386
هنگامي كه موج ما را نيز مي‌برد

ديروز سايت بازتاب از تغيير فرمول نرخ سود تسهيلات در بانك‌ها خبر داد و امروز هم شرق راجع‌به اين قضيه نوشت كه متأسفانه نشان مي‌دهد كه جريان‌سازي رسانه‌اي خبرگزاري فارس و دولت به ثمر نشسته است. فارس هفته گذشته در گزارشي اعلام كرده بود كه فرمول مصوب اخير شوراي پول و اعتبار براي محاسبه نرخ سود كه براي تأييد غير ربوي بودن به شوراي نگهبان فرستاده شد، موجب مي‌شود نرخ سود كاهش نيابد و با اجراي اين فرمول، با سود 12 درصد، در واقع نرخ سود معادل 14 درصد در سال گذشته (البته براي بانك‌هاي دولتي) خواهد بود. متأسفانه اين خبرگزاري توانست با مديريت صحيح خبر رسانه‌هاي ديگر را نيز كه مخالف كاهش نرخ سود بودند، به سوي خود بكشاند و با اين ادعا كه نرخ سود تسهيلات با فرمول جديد كاهش نمي‌يابد، انتقادات به مقوله كاهش را نيز تعديل كند. خبرنگاران شركت‌كننده در همايش پولي و ارزي سال 85 يادشان هست كه مديرعامل بانك كارآفرين كاملاً فرمول جديد شوراي پول و اعتبار كه يك سال است توسط بانك‌هاي خصوصي اجرا مي‌شود را توضيح داد و اعلام كرد كه اين فرمول همان رابطه‌اي را نشان مي‌دهد كه در نرم‌افزار excel براي محاسبه نرخ سود استفاده مي‌شود. قضيه از اين قرار است كه در واقع امسال در صورت تصويب نرخ سود 12 درصدي و با فرمول جديد (كه البته براي بانك‌هاي دولتي جديد بوده و براي بانك‌هاي خصوصي خير) و در مقايسه با سال گذشته، نرخ سود بانك‌هاي خصوصي 5 درصد و بانك‌هاي دولتي نزديك به 0.25 درصد كاهش مي‌يابد. بنابراين باز هم همان فرياد و شيون مي‌تواند شنيده شود كه بانك‌هاي خصوصي در اين ميان متضرر شده‌اند. بر مبناي همين استدلال نيز هست كه رئيس جمهور اعلام كرد با كاهش نرخ سود تسهيلات، سود سپرده‌هاي بانك‌هاي دولتي كاهش نمي يابد؛ زيرا همانگونه كه گفته شد، با فرمول جديد، علي‌رغم كاهش نرخ سود بانكي، درآمد آنها نسبت به سال گذشته تقريباً ثابت مي‌‌ماند.

+ نوشته شده در ساعت10:57 توسط امیر لعلی
سه شنبه هشتم خرداد 1386
شیاطین و فرشتگان

چند روزه خوندن دومین کتاب دن براون (نویسنده رمز داوینچی) به اسم شیاطین و فرشتگان رو شروع کردم. خیلی خوب تونسته تقابل علم و مذهب رو به تصویر بکشه. تحلیل‌های جالبی هم تو این زمینه داره. نمی‌دونم چرا، ولی ذهنمو خیلی به خودش درگیر کرده. واسه همین امروز نتونستم مطلب خاصی بنویسم. خواندش رو به همه توصیه می کنم.

+ نوشته شده در ساعت19:21 توسط امیر لعلی
دوشنبه هفتم خرداد 1386
تحليل‌هاي بي‌پايه

حامد مطلبي در مورد طول عمر برندگان جايزه نوبل نوشت كه من بهش پاسخ دادم و او با عصبانيت مطلب ديگري نوشت. فكر مي‌كنم امروز عصبانيت حامد عزيز كم شده باشه، بنابراين مي‌تونه امروز راحت‌تر تحليل منو قبول كنه كه از اين قراره:

1- براي تعيين اين كه عمر چه كسي بيشتر مي‌شه يا كمتر، به هيچ عنوان احتياج به ابزار رگرسيون و يا اقتصادسنجي نيست. اگر ميانگين عمر در جامعه‌اي كه مورد تحليل ماست محاسبه شود، مي‌توان گفت كه مثلاً من به عنوان يك عضو از اين جامعه داراي عمري طولاني بودم يا كوتاه. فرض كنيد ميانگين عمر در جامعه اقتصادخوانده‌ها 60 سال باشد. اگر من در 63 سالگي عمرم را از دست بدهم، اين به اين معناست كه عمرم طولاني شده كه دلايل متعددي نيز مي‌تواند دشاته باشد (از جمله اين كه من ولاگ شخصي داشته و همين موضوع موجب طول عمر شده است.) اگر در عمري كمتر از 60 سال داشته باشم، همين عامل مي‌تواند موجب كاهش سن من شده باشد. بنابراين بدون ابزار اقتصاد سنجي من توانسته‌ام تحليلي از طول عمر ارائه دهم.

2- تحليل بند (1) نيز اشتباه است و اين اشتباه به دليل عليت و معلولي تحقيق مورد بررسي است. در صورتي مي توان اعلام كرد كه وقوع يك پديده موجب تغيير طول عمر مي‌شود كه عمر واقعي از قبل شناسايي شده باشد. مثلاً من اگر بدانم در سن 70 سالگي مي‌ميرم ولي 73 سال زندگي كنم، يعني عمرم طولاني شده و چون ميزان عمر واقعي افراد مشخص نيست، نمي‌توان گفت كه عمرشان زياد شده و يا كم. در ثاني، ميانگين عمر افراد يك نمونه نيز ملاك مناسبي براي تعيين عمر واقعي افراد نيست كه بخواهيم براي آن از الگوي سنجي استفاده كنيم. در مباحث اقتصاد سنجي خطاي به نام «خطاي تصريح غلط مدل» داريم كه در اين مثال حامد دچار همان غلط مي‌شويم كه البته اگر بخواهد، مي‌توانم به ريز برايش توضيح دهم كه چه خطاهاي ديگري نيز اين مدل رگرسيوني بر اساس روش طراحي ناپيوستگي رگرسيون خواهد داشت.

3- من مطمئن هستم كه دوستان هنوز تفاوت بين همبستگي و رگرسيون را نمي دانند. (البته اين موضوع فراتر از موضوع مورد بحث با حامد است) و در اكثر بحث‌ها دچار همين مشكل هستند.

4- در زمان تدريس فصل اول كتاب اقتصادسنجي گجراتي مثال جالبي مطرح مي‌شود. مثال اين است كه اگر تعداد درختان دانكشده اقتصاد را روي تعداد ورودي‌هاي دانشكده در هر سال رگرس كنيم، جواب داراي R بالا و رگرسيون كاملاً معنا خواهد داشت اما آيا واقعاً مي‌توان رابطه معناداري بين آنها پيدا كرده و آنها را تحليل كرد؟

الگوهاي اقتصادسنجي در بسياري زمينه‌ها داراي اشكالات متعدد هستند و در مورد همه موضوعات اقتصادي و غير اقتصادي نمي‌توان از آنها استفاده كرد. اين الگوها اگرچه در بسياري زمينه‌ها مي‌توانند به اقتصاد كمك كنند، اما گاهي نتايج غلط آنها سياستگذاري‌هاي اقتصادي را دچار خطا مي‌كند.

+ نوشته شده در ساعت10:7 توسط امیر لعلی
دوشنبه هفتم خرداد 1386
استاد، منتظر مي‌مانيم

استاد ديگر پير شده است. صدايش لرزش گذشته را ندارد. حتي همراهش نيز نمي تواند چون گذشته او باشد. تحريرهايش تكراري...

استاد ديگر پير شده است. زخمه‌هايش ديگر دل را نمي‌لرزاند. استاد ديگر نوآوري نمي‌كند...

استاد ديگر پير شده است، آنهم در سال‌هاي جواني و شكوفايي...

استاد به تكرار افتاده است...

چند روز پيش دو آلبوم جديد شجريان، كلهر، عيزاده و همايون (ساز خاموش و سرود مهر) را كه مربوط به كنسرت آذر 84 بود خريدم. كنسرت را نتوانسته بودم بروم. هر دو آلبوم را دقيق گوش دادم. اساتيد به تكرار افتاده‌اند. ديگر در صداي شجريان، لرزش گذشته وجود ندارد. عليزاده ديگر نوآوري نمي‌كند و كلهر نيز هم. آلبو‌ها و كنسرت‌هاي اخير آنها در يك تم تكراري و درونمايه يكسان توليد مي‌شوند و عليزاده كه روزي سمبل نوآوري بود، ديگر نوآوري نمي‌كند. شايد براي قضاوت زود باشد، اما من، انتظار ديگري دارم. به نظرم رسيد كنسرت‌هاي پي در پي آنها در چند سال اخير در اروپا و آمريكا موجب شده است تا خلاقيت از آنها گرفته شود. شايد بد نباشد اساتيد چند صباحي بياسايند و خلاقيت به خرج دهند. ما همچنان منتظر خواهيم ماند.

+ نوشته شده در ساعت9:36 توسط امیر لعلی
یکشنبه ششم خرداد 1386
وقتي دستمان به جايي بند نيست

رئيس جمهور محبوب (!) در شرايطي كه همه كارشناسان اقتصادي از ليبرال‌ها گرفته تا اقتصاددانان اسلامي نسبت به تعيين دستوري نرخ سود اعتراض كردند، واكنش تندي نشون داد و چنين وانمود كرد كه ما (رسانه‌ها و روزنامه نگاران مزدور!) و بقيه (كه احتمالاً سرمايه‌داران زالو صفت هستند!) رانت خودمون رو از بالا بودن نرخ سود بانكي از دست مي‌ديم. اين قبول! ما رانت‌هايي از نرخ سود 17 درصد داريم كه دولت مكرمه بايد دستمان را قطع كنه ولي در شرايط فعلي كه سود همه قراره 12 درصد باشه، كي رانت داره و چه كساني استفاده مي‌كنند؟ توي يك سال گذشته كه سود بانك‌هاي خصوصي كاهش پيدا كرد، خيلي از اونها وام دادن‌هاي خودشونو محدود كردن و سهم عقود غير مشاركتي رو از تسهيلات به زير 10 درصد رسوندن. امسال هم بنا گذاشتن كه اصلاً جعاله و... ندن و فقط عقود مشاركتي پرداخت كنن تا نرخ سود سپرده‌هاشون پايين نياد. اين از اين طرف قضيه. اما توي بانك‌هاي دولتي چه اتفاقي مي‌افته؟ يه مشت مدير دولتي كه زورشون مي‌رسه، مي‌رن وام‌هاي كلان مي‌گيرن (وام‌هايي كه نه مردم عادي و كشاورز و صنعتگر مي‌تونه بگيره، نه مه) 12 درصد، بعد چون سود سپرده‌ها قراره كم نشه، مي‌ذارن توي همون بانك و سود 14 تا 15.5 درصد مي‌گيرن. حساب كردم اگه كسي از يك بانك دولتي با سود 12 درصد وام بگيره و بذاره توي يه بانك خصوصي (اونهم نه بلندمدت، بلكه يه ساله) ماهيانه 5 ميليون تومن سود خالص به جيب مي زنه. ما همه اينا رو مي‌دونيم، اما مثل رئيس جمهور تريبون نداريم كه هوچي‌گري كنيم. اين بدترين ظلم دنياست كه خبرنگار باشي، اما دستت به جايي بند نباشه كه بنويسي.

+ نوشته شده در ساعت10:55 توسط امیر لعلی
شنبه پنجم خرداد 1386
بازی با الفاظ

حامد عزيز در مورد طول عمر برندگان نوبل مطلب نوشته است كه مي‌خوانيد اينجا بخوانيد كه خالي از لطف هم نيست. اين نوشته داراي دو برداشت از يك موضوع است:

1- برنده شدن جايزه نوبل، طول عمر برندگان را افزايش مي‌دهد (در مقايسه با افرادي كه كانديداي دريافت جايزه شده ولي برنده نشدند).

2- اسکار طول عمر برندگان را افزایش نمی دهد بل که طول عمر بازندگان را کاهش می دهد.

از اين دست مقايسه‌ها در ادبيات رايج فراوان ديده مي‌شود اما به واقع چه تفاوت معني‌داري بين آنها وجود دارد؟ اين دو گزاره در واقع يكي هستند و اين كه كدام عبارت صحيح‌تر است، شايد نتوان به آساني گفت ولي هر دو يك مفهوم واحد را به آساني به ذهن متبادر مي‌كنند: «ميانگين طول عمر برندگان نوبل بيش از بازندگان آن است.» در صورتي كه اين گزاره انتخاب شود، دعواي اين دو گروه به آساني قابل رفع است. در اصطلاح خودمان: چه «رجب علي»، چه «علي رجب».

از اين دست مسائل در الگوهاي ذهني مبتني بر رياضيات بيشتر است و به نوعي بازي با الفاظ است!

+ نوشته شده در ساعت12:32 توسط امیر لعلی
شنبه پنجم خرداد 1386
انرژی مضاعف

10 سال از 2 خرداد گذشت و چه زود گذشت. دوم خرداد 76 من تقريباً 2 تا 29 روز كم داشتم تا رأي بدم ولي هياهوي عجيبي داشتم. پر از انرژي و پر از انگيزه تبليغ براي خاتمي؛ آنهم در شرايطي كه در شهر ما كمتر كسي پيدا مي‌شد كه سنش از 30 گذشته باشه و بياد توي ستاد خاتمي. نمي‌تونستم رأي بدم ولي خيلي انگيزه داشتم، انگيزه‌اي كه در انتخابات 3 تير نداشتم. حالا كه دو سالي مي‌شه احمدي‌نژاد رئيس جمهور شده، احساس مي‌كنم انرژي عجيبي دارم براي يه تبليغ ديگه مثل 2 خرداد. انرژي زيادي دارم كه يه بار ديگه و واسه يه خاتمي ديگه همونقدر كه سال 76، كار كنم. وقتي با دوستام صحبت مي‌كردم، همه همينو مي‌گفتن. خاطره 76، خاطره فراموش نشدنيه ولي آيا سال 88 هم خاطره‌انگيز خواهد بود؟

+ نوشته شده در ساعت12:17 توسط امیر لعلی
پنجشنبه سوم خرداد 1386
تخصص و محدودیت انتخاب

در ايران تقريباً اكثريت نيروي كار تمايل به كسب تجربه در كارهاي مختلف هستند. به عنوان مثال يك مهندس معمار، نقش پيمانكار و مجري را نيز ايفا مي‌كند، يك برقكار ساختمان، سعي مي‌كند كم‌كم ماهواره نيز نصب كند، كارمند بايگاني تقاضاي انتقال به بخش حسابداري را مي‌دهد و... در ايران مسأله تخصص در يك شغل چندان اهميتي ندارد و افراد همواره تلاش مي‌كنند به مرور زمان تجربه كار در چند رشته كاري را بدست آورند. دليل اين موضوع تقريباً مشخص است؛ محدوديت انتخاب. كارگر ايراني دوست دارد فضاي كسب و كاري مطابق علاقه خود دست و پا كند، در حالي كه تخصصي شدن و كار كردن در يك بخش از يك رشته كاري او را محدود مي‌كند. مثلاً يك متخصص ارتوپد در ايران ايراي نمي تواند بپذيرد فقط در رشته شكستگي استخوان مچ دست تخصص بگيرد. همانگونه كه مهدي ايجي عزير نوشته است يكي از دلايل عدم پذيرش اين موضوع نگراني از تقاضاي بازار و بي‌ثباتي شغلي است اما دليل مهم‌تر آن اين است كه دوست ندارد محدود به كاري خاص شود. انسان آزاد همواره براي خود حق انتخاب گسترده‌اي متصور است و در صورتي كه احساس محدوديت كند، دچار چالش مي‌شود. همين موضوع است كه در بدو ورود به دانشگاه، دانشجويان را به خود مشغول مي‌دارد و براي تعداد فرصت‌هاي شغلي آتي خود را مي‌شمارند تا مبادا بازارهاي محدودي مقابلشان باشد.

این مطلب اول من توی وبلاگ مسیر توسعه بود.

+ نوشته شده در ساعت13:24 توسط امیر لعلی
چهارشنبه دوم خرداد 1386
سايت جديد/ مسير توسعه

از امروز وبلاگ جديد ما با نام مسير توسعه  فعال شد. توي اين وبلاگ قراره مسايل اقتصادي، از تئوري تا واقعيت، منعكس بشه. توي اين وبلاگ فعلاً مي‌تونيد از ديدگاه 11 كارشناس ارشد و دكتراي اقتصاد بهره‌مند بشيد. مسير توسعه قطعاً محلي است براي تبادل نظر بيشتر بر روي مسائل و تحليل‌هاي اقتصادي.

+ نوشته شده در ساعت23:58 توسط امیر لعلی
چهارشنبه دوم خرداد 1386
دروغ‌هاي آقاي رئيس كل

ابراهيم شيباني ديروز در حاشيه هفدهمين همايش سياست‌هاي پولي و ارزي گفت: امسال پيش‌بيني مي‌كنيم نرخ رشد نقدينگي 10 درصد كاهش يافته و به 30 درصد برسد.درحالي رئيس كل بانك مركزي از پيش‌بيني كاهش نرخ رشد نقدينگي در كشور خبر مي‌دهد كه 2 روز پيش، رئيس پژوهشكده پولي و بانكي براي نيمه نخست سال جاري اين نرخ رشد را40 درصد اعلام كرده بود كه مشابه سال قبل است. در همين حال گزارش تحليلي پژوهشكده پولي و بانكي كه برگزاركننده اصلي اين همايش است، نشان مي‌دهد نرخ رشد نقدينگي در سال جاري با سال گذشته تفاوت چندان محسوسي نخواهد داشت.

پيش‌بيني علمي

در گزارش پژوهشكده پولي و بانكي در خصوص رشد نقدينگي آمده است: «از دلايل عمده رشد نقدينگي در سال گذشته مي‌توان به كاهش نرخ سود بانكي، افزايش عرضه وام و اعتبارات از سوي بانك‌ها و برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي نام برد كه از تبعات آن افزايش تقاضا براي كالاها و خدمات از سوي خانوارها و افزايش تورم و كاهش قدرت خريد خانوارهاست. از دلايل كاهش نقدينگي در فصول بهار و تابستان اين است كه دولت در راستاي كنترل نقدينگي مبادرت به صدور اوراق مشاركت كرده است. اگر اين نقدينگي جمع‌آوري شده مجدداً به جامعه بازگردد و صرف امور جاري شود، تاثيري بر كاهش تورم و يا كاهش نقدينگي نخواهد داشت و از فصل تابستان به بعد با افزايش نقدينگي مواجه خواهيم بود».در اين گزارش خاص، رشد نقدينگي در فصل‌هاي بهار و تابستان سال قبل 58/36 و 04/36 درصد پيش‌بيني شده بود كه مقدار واقعي و محقق شده آن 19/36 و 96/35 درصد بوده است. اين گزارش براي بهار و تابستان سال جاري نرخ رشد نقدينگي را 5/40 و 77/39 درصد پيش‌بيني كرده است كه بيش از رشد مدت مشابه سال قبل است حكايت از رشد نقدينگي دارد.از سوي ديگر، بر اساس همين گزارش، نرخ رشد نقدينگي در بهار و تابستان معمولاً كمتر است. همچنين قرار است بانك مركزي در تابستان اوراق مشاركت منتشر كند، بنابراين رشد نقدينگي قابل پيش‌بيني براي پاييز و به ويژه زمستان (كه بيشترين رشد نقدينگي را دارد) بسيار بالاتر خواهد بود.ديروز رئيس كل بانك مركزي در حالي از كاهش 10 درصدي نقدينگي در سال جاري خبر داد كه به هيچ‌وجه گزارش‌هاي علمي ‌و كارشناسي اين نهاد، گفته آقاي رئيس كل را تاييد نمي‌كنند. اين در شرايطي است كه رئيس‌جمهور چندي روز قبل از مسوولان خواسته بود از ارائه آمارهاي غلط به مردم خودداري كنند.

+ نوشته شده در ساعت11:26 توسط امیر لعلی
چهارشنبه دوم خرداد 1386
باز گشت به تهران امروز

ديروز صبح سعير افسر، معاون سردبير روزنامه تهران امروز تلفن زد و گفت كه من به خوبي شرايط رو درك مي‌كنم و ما دوست داريم دوباره به جمع ما بپيوندي. در شرايطي كه همكاران ديگر هر يك سعي كردند تا به دروغ‌هاي فرد ديگري كه مي‌دانستند دروغگوست، دامن بزنند تا شرايط براي ضعيف‌تر شدن رسانه جديد مهيا شود و در شرايطي كه سردبير روزنامه جديد براي دومين بار از يك سوراخ گزيده شد(كه اميدوارم از نوشتن اين مطلب دلخور نشود)، پرويز اسماعيلي، احمد توكلي و سعيد افسر عزيزم از من خواستند به تهران امروز بر گردم و من قبل از آنكه سر دبير نشريه جديد تصميمي بگيرد، درخواستشان را قبول كردم. ديروز سعيد افسر به خوبي به من فهماند كه مرز دوستي‌ها كجاست و كار حرفه‌اي به چه معناست. چيزي كه هنوز همكاران ديگر من درك نكرده‌اند و […]! ديروز سعيد در حق من كاري كرد كه افرادي كه چند سال با آنها رفاقت داشته و همكار بوده‌ام، اين خوبي را در حق من نكردند. رفتار كودكانه دوستانم در چند روز گذشته فقط براي من تجربه بوده است، اما حكايت رفتار آنها را نيز نيك مي‌دانم. بازگشت به تهران امروز براي من آرامش‌بخش و كاملاً خوشايند بود؛ حضور در جمعي كه نه ريا مي‌كنند و از بازگشت من خوشحال و من از در كنار آنها بودن؛ شادتر.

+ نوشته شده در ساعت11:25 توسط امیر لعلی
سه شنبه یکم خرداد 1386
تجربه پرواز

سكانس اول

تلفن پشت تلفن. دوستان قديمي هستند. مي‌گويند كلافه‌مان كرد: "آنقدر مزخرف گفت كه حتي ديگر تحمل حرف‌هايش را هم نداشتم." گفتند آنچه بهشان گفته بود. مي‌گفتند "تو را مي‌شناسيم و او را. گفته بوديم حاشيه‌ساز است و آرامت نمي گذارد. همه مي‌شناسيمش و خود را زياد ناراحت نكن."

سكانس دوم

دروغ‌هاي زيادي گفته بود كه شايد همه آن را چند روز ديگر بنويسم. از بي‌حيايي و اهانت ديروزش شرمنده بود و عذر خواست اما بار ديگر چند ساعتي بعد افسار گريخت. طفلك مي‌دانست كه اينجا آخر خط است. اگر برود، كسي و جايي او را نخواهند پذيرفت.

فلاش بك

چند سالي مي‌شد كه نامش فقط براي خنده در جمع دوستانه‌مان برده مي‌شد. يادش بخير. گويي ديروز بود كه بزرگان جمع را به استهزاء گرفته و "بود"مطهرشان را نادانسته نابود كرده بود. خاطره‌ها داشتيم.

سكانس سوم

بيچاره امروز تمناي سخنانش از پس كلام فريبكارانه‌اش براي زندگي كردن در محيطي كه فكر مي‌كرد مي‌تواند دوباره خود را در آن بيابد، هويدا بود و من نظاره‌گر چنگ زدن او به محيط، آرام و بي‌نياز به پاسخ در گوشه‌اي نظاره‌گر شدم. اين پايان راه بود. بي آن كه بداند به پايان خط رسيد.

فلاش بك دوم

زنگ زد. "برگرد." روزي كه از او جدا شده بودم، حسي داشتم كه مي‌گفت بر مي‌گردم. جدا شدن سخت بود، اما زندگي پر است از جدايي. طفلكان گفته بودند اين بار پرواز پر خطر است و هوا ابري. بادهاي شرق و غرب به هم مي‌پيچند و در اين ميان، پرواز تو پر خطرتر. فكر مي‌كردم پرواز جمعي كم خطر است، گو كه نبود.

فلاش بك سوم

خواسته بود بروم كمكش. مي‌دانستم كه باد شرقي كلافه‌اش كرده است. آمده بودم كنارش قرار بگيرم تا از باد محافظت شود، مرا به كناري پس زد.

سكانس چهارم

با دروغ‌ها و ضعف‌هايش كه خودش به ان پي برده بود، تنهايش گذاشتم. مي‌خواستم بداند كه چنگ زدن‌هايش و بازي پر فريبش كار دستش خواهد داد. رهايش كردم تا زمانه به او بفهماند. بي هيچ سخني تركش گفتم ولي دعا كردم "بود" ديگران را "نابود" نسازد.

سكانس پنجم

بر مي‌گردم. با كوله باري از تجربه. پرواز اينگونه برايم تجربه داشت. بال مي‌زنم براي بازگشت. به آنجا كه نه دروغي است، نه دورويي و نه باد شرق و غربي. تلفن زنگ مي‌زند. اين بار سرنوشت چه پروازي را رقم خواهد زد؟

+ نوشته شده در ساعت0:24 توسط امیر لعلی