یکی ازم خواست تا از تأثيرگذارترينها بنويسم.
الف- اول دبستان بودم. دوستي داشتم كه فاميلش سليماني بود. عادت داشت بچههاي ديگه رو اذيت كنه، كتكشون بزنه، زنگ تفريح كيفشونو لگد كنه، خوراكيهاشونو برداره و.... اون وقت بود كه ياد گرفتم حق بقيه رو پايمال نكنم.
ب- بزرگتر كه شدم رفتار پدرم و برخورد خوبش با مشكلات و خانوادهدوستيش شد الگوم.
پ- تحمل مادرم شد صبوري زندگيم.
ت- تو دبيرستان و سالهاي اول دانشگاه دوستي داشتم كه اسمش ماني بود. ماني مؤتمني. ازش رفاقت رو ياد گرفتم و درك صحيح مشكلاتو. از اون وقته كه وقتي اتفاق بدي مياوفته، قبولش ميكنم و خيلي ناراحت درگيرش نميشم.
ث- اويس طوفاني، كه الان با هم توي همميهن همكاريم. اگه دست منو نگرفته بود و نياورده بود توي مطبوعات، الان معلوم نبود بايد دنبال چه شغلي ميگشتم.
ج- حميد ابريشمي، استاد اقتصاد سنجي من كه ازش اخلاق زندگي كردن رو ياد گرفتم.
چ- محمود متوسلي كه به نظرم لنگه اونو توي ايران نداريم. بهم ياد داد بفهمم و فكر كنم. از اقتصاد تا زندگي. ميدونم كه هميشه بهش مديونم. منو جوري تحت تأثير قرار داد كه هيچ وقت تصور توقف تكامل علمي و اجتماعي رو نداشته باشم.
ح- همسرم كه به من عشق و از خود گذشتگي رو ياد داد.
من هم از خاطره، بهراد، محمد عدلي و علي يزداني دعوت ميكنم بنويسن.
امروز به دلايلي كه دوست ندارم بگم، چون ممكنه به كسي بر بخوره، داشتم به اين فكر ميكردم كه دروغگو كيه. وقتي خوب فكر كردم اين چيزها واسم تداعي شد:
1- دروغگو كسي نيست كه بيخود حرف بزنه.
2- دروغگو كسي نيست كه فكر كنه دستش رو نميشه.
3- دروغگو كسي نيست كه جو سازي منفي كنه.
4- دروغگو كسي نيست كه بگه من حاشيه ساز نيستم ولي باشه.
5- دروغگو كسي نيست كه خالي ببنده، اونم واسه كساني كه قبلاً دستش واسشون رو شده.
6- دروغگو كسي نيست كه جرأت بيان حقيقت رو نداشته باشه و حقيقت رو كتمان كنه.
7- دروغگو كسي نيست كه دروغ ميگه.
8- دروغگو آدم خوبيه.
9- دروغگو دشمن خدا نيست.
اين هم گزارش كامل من راجعبه ديوان كه ديروز توي شرق با ساسنسور شديد مدير مسؤول چاپ شد:
تخلفات ديوان محاسبات ادامه دارد
مذاكرات درگوشي آقاي رئيس
ديوان محاسبات نسخه جديدي براي اقتصاد ايران پيچيده است.
در شرايطي كه گزارش مستقيم ديوان محاسبات رئيسجمهور در خصوص تخلفات احتمالي مديران شركت بيمه ايران، در بازارهاي مالي كشور تزلزل ايجاد كرد، روز چهارشنبه محمدرضا رحيمي رئيس ديوان در نامهاي به رئيس كل بانك مركزي خواستار مقابله با تعداد جديدي از بدهكاران سيستم بانكي شد.
وي كه در تاريخ 26 اسفند سال گذشته در نامهاي اسامي 119 نفر از بدهكاران سيستم بانكي كه داراي بدهيهاي معوقه زيادي به سيستم بانكي بودند را به رئيس كل بانك مركزي اعلام كرد و از او خواسته بود بانكها را مكلف به تحريم تسهيلاتي آنها كند، اين بار در نامه خود فهرست قبلي را تكميل كرد.
در نامه جديد رحيمي خطاب به رئيس كل بانك مركزي آمده است:
«جناب آقاي دكتر شيباني
رئيس كل محترم بانك مركزي جمهوري اسلامي
سلام عليكم
احتراماً، پيرو نامه شماره 791/500/2 مورخ 26/12/1385 و مذاكرات تلفني و حضوري:
(1)- با استناد ماده «1» قانون آييننامه اعطاي تسهيلات بانكي مصوب 14/10/1362 با اصلاحات بعدي، اعطاي تسهيلات توسط بانكها بايد به ترتيبي صورت گيرد كه براساس پيشبينيهاي مربوط، اصل منابع تعيينشده براي اين تسهيلات و همچنين سود مورد انتظار در صورت تحقق در مدت معين قابل برگشت باشد. و به استناد ماده «6» همين آييننامه، اعطاي تسهيلات عنداللزوم به تشخيص بانك، منوط به اخذ تامين كافي براي حفظ منافع بانك و حسن اجراي قراردادهاي مربوط ميباشد. و مستند به ماده «7» آييننامه مذكور، بانكها ترتيبي اتخاذ خواهند نمود تا عنداللزوم اموال موضوع تسهيلات اعطايي و يا وثايق آنها، در طول مدت اجراي قراردادهاي مربوط همه ساله حداقل به ميزان مانده مطالبات ناشي از اعطاي اينگونه تسهيلات به نفع بانك بيمه شوند.
2- با استناد ماده «1» قانون نحوه وصول مطالبات بانكها مصوب 5/10/1386، كليه وجوه و تسهيلات مالي كه بانكها تا تاريخ اجراي قانون عمليات بانكي بدون ربا مصوب 8/6/1363 مجلس شوراي اسلامي به اشخاص حقيقي و حقوقي تحت هر عنوان پرداخت نمودهاند، اعم از آن كه قراردادي در اين خصوص تنظيم شده يا نشده باشد و مقرر بوده است كه بدهكار در سررسيد معينه تسهيلات مالي و وجوه دريافتي را اعم از اصل و سود و ساير متفرعات مسترد دارد. براساس مقررات و شرايط زمان اعطاي اين وجوه و تسهيلات، قابل مطالبه و وصول است. كليه محاكم دادگستري و مراجع قضايي و دواير اجراي ثبت مكلفند طبق مقررات و شرايط زمان اعطاي وجوه و تسهيلات رسيدگي و نسبت به صدور حكم و وصول مطالبات بانكها اعم از اصل و هزينهها و خسارات و متفرعات متعلقه (خسارت تاخير تاديه، جريمه عدم انجام تعهد و غيره) اقدام نمايد...
چند روزه وقتي مي رسم خونه خيلي خستم. نصف بچههاي گروه روزنامه نميان. حتي يه زنگ نمي زنن كه «چه خبر؟ كاري هست ما بيايم؟ من نميام. مطلب كم و كسر ندارين؟...» هر روز فقط سه چهار نفري ميريم و كل صفحات اقتصادي شرق رو ميبنديم. اسماً همه بچههاي اقتصادي برگشتن شرق ولي رسماً فقط من و علي و بهراد و رضا زندي و ليلا لطفي سر كار ميريم. امروز همينايي كه حضور داشتيم خيلي كار كرديم، چهار صفحه بدون مطلب. اينقدر امروز همه كلافه بوديم كه .... من كه نميتونم. احتمالاً همين يكي دو روز ميمونم شرق و بعدش به نظرم بايد براي رهايي از كاري كه بقيه بايد انجامش رو به گردن بكشن و سهمي ببرن، بايد تصميم متفاوتي بگيريم. همه همين نظر رو داشتن. كاش بقيه هم درك ميكردن. الان كه روزهاي اول انتشار شرقه و بچهها اينقدر بياهميتن، واي به روزها و شمارههاي بعد. واقعاً سرنوشت شرق و به خصوص صفحات اقتصادي با اين روند چي ميشه؟
این هم نظر علی که من هم کاملاْ باهاش موافقم و به اون اعتقاد دارم. (همشهری امارات) بهراد هم در این مورد مطلب نوشت که اینجا بخونید.
توقيف چند ماهه شرق خيلي تجربهها داشت؛ مخصوصاً تو 3 ماه اخير و شايد بيش از همه تو 10 روز گذشته.
1- اولين تجربهاش به شناخت بچهها از هم بر ميگشت؛ شناختي كه در همراهي با اعتماد ميشد بهش دست يافت يا رفتاري و احوالپرسيهايي كه بعد از توقيف با هم داشتيم. حكايت با هم بودن و كنار هم نبودن تجربه جالبي بود.
2- توي 72 ساعت گذشته به مرور كاركرد خودم توي تهران امروز مشغول بودم. توي سه ماه 12 سوژه اقتصادي رو توي مطبوعات با تهران امروز راهانداختيم و 5 موج دروغ رسانههاي ديگه رو افشا كرديم. تهران امروز تجربه جديد و خوبي بود واسه من. دلم براي صميميت بچههاي گروه، مهرباني و استرسهاي سعيد افسر و صحبتهاي احمد توكلي تنگ شده. هنوز نميدونم كار درستي كردم اومدم بيرون يا نه ولي به هر حال كاريه كه شده.
3- به شرق رفتن و يا نرفتن هم حكايتها داشت. سر اين ترديد بيشتر از 600 sms با دوستان رد و بدل شد. شرق يا همميهن؟ اين سؤالي بود كه خيليها مطرح كردن و خيليها هنوز هم به جمعبندي نرسيدن. البته رفتن من به شرق قطعی است ولی دغدغه بزرگي بود.
۴- تکلیف شرق هم کاملاْ روشن شد. تقریباْ بچه های اقتصادی همه حضور دارن و همچنان امیرحسین مهدوی دبیر گروه اقتصادیه.
4- تحولات دو روز گذشته و بدو و بيراههايي كه گفتيم و شنيديم براي شروع كار تازه، باز هم تجربه خوبي بود. همه اينها كه سردرگم نوشتم به خاطر سردرگمي خودمه. احساس سرگيجه ميكنم و سردرد. اميدوارم فشارها تموم شه. نميدونم چرا از صبح تا حالا اين بيت سعدي توي ذهنم مرتب تكرار ميشه:
«چون دوست، دشمن است شكايت كجا بريم»
دومين همايش روابط عمومي الكترونيك ۲۷ ارديبهشت برگزار ميشه. براي ديدن پوستر همايش اينجا را كليك كنيد.
در هر ماجرایی و در هر شرایطی نظر «ملت ایران» است که ملاک تصمیمگیریهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... است. «ملت ایران» در راهپیماییها (قبل از برگزاری) اعلام میکند که شرکت خواهد کرد، پای صندوقهای رأی خواهد آمد، با انرژی هستهای موافق است، از رئیس جمهور حمایت میکند، طرح امنیت اجتماعی و مقابله با بد حجابی را مورد حمایت قرار میدهد و.... از طرف دیگر، «ملت ایران» که تا دیروز مرگ بر آمریکا میگفت و مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود، به گفته احمدینژاد که اخیراً به دلیل حضور ایران در اجلاس شرمالشیخ سخن میگفت «ايران از گفتگوی صادقانه استقبال می کند»!
به نظرم همه طوماری جمع کنیم به دولت نامه بنویسیم که هر چه سریعتر «ملت ایران» را معرفی کند تا در تصمیمگیریها بدون آنکه چالشی پیش بیاید، حرف آخر را بزند و دنبال دعوای مجلس، شورای نگهبان، دولت و... نرویم!
خبرگزاري مهر در خبري آورده است: «بانک مرکزی : نرخ بیکاری 12.1 درصد است / مرکز آمار ایران: نرخ بیکاری 11.2 درصد است» و در مطلب مربوطه اشاره كرده است كه تناقضهاي آماري بين بانك مركزي و مركز آمار ايران ادامه دارد. متأسفانه در رسانههاي كشور و به ويژه در بخش اقتصادي، در اكثر موارد از نيروهاي غير تحليلي و غير تخصصي استفاده ميشود كه فضاي اطلاعرساني را دچار خدشه ميكند. امروز اين خبر در برخي روزنامهها نيز چاپ شد كه نشان ميدهد در فضاي رسانهاي همه به دنبال خبر هستند و نه چرايي مطلب. تحليل در بسياري موارد ناديده انگاشته ميشود و باز متأسفانه نبود مديران آشنا با اينگونه مسائل در رسانهها موجب ترديد كارشناسان به مطالب روزنامهها و رسانهها ميشود.
نگاهي به متن خبر خبرگزاري مهر نشان ميدهد كه خبرنگار تهيه كننده مطلب به هيچ وجه با آمارهاي اقتصادي آشنايي نداشته و هيچگاه آمارهاي فصلي اشتغال را نديده است. در ايران با توجه به سهم نسبتاً زياد تعداد كارگران فصلي، نرخ بيكاري در فصول مختلف فرض ميكند و اين نرخ در زمستان بالا و در بهار و تابستان در حد اقل است. خبرنگار مهر بدون توجه به اين موضوع، نرخ بيكاري در زمستان سال 85 را از آمارهاي بانك مركزي با آمار ميانگين سال 85 مركز آمار ايران مقايسه كرده و نتيجه غلطي گرفته است. نكته ديگر اين كه چند سالي است بانك مركزي آمارهاي مستقل بيكاري ارائه نميدهد و همان آمارهاي مركز آمار را در منابع خود ذكر ميكند كه خبرنگار مهر از اين موضوع نيز اطلاعي نداشته است. واقعاً تا كي بايد اين مسائل در مطبوعات ادامه يابد؟ آن هم در خبرگزاري كه مرجع خبر است!
در شرايطي كه شاخصهاي اقتصادي كشور در سال 85 به خوبي بيانگر اين موضوع بودهاند كه كاهش مجدد نرخ سود تسهيلات تبعات زيانباري بر اقتصاد خواهد داشت، برخي از نمايندگان كميسيونهاي اقتصادي مجلس نسبت به تثبيت نرخ سود بانكي انتقاد كردند. آنها در اظهارنظرهاي خود بر اين نكته تاكيد داشتند كه براساس مصوبه بهار سال 85 مجلس، دولت مكلف است هر سال نرخ سود بانكي را كاهش دهد و حتي عدهاي اين موضوع را مطرح كردند كه شوراي پول و اعتبار بايد حداقل 2 درصد براي سال جاري نرخ سود تسهيلات را كاهش ميداد.
مصوبه مجلس
چند ماهي است كه تغييرات بنياديني در نحوه انتقاد مردم از شيوه و رفتارهاي سياستي دولت صورت گرفته است. اگر تا چند وقت پيش اعتراضات در تاكسيها و در محافل دوستانه و فاميلي بيان ميشد، امروز رنگ ديگري دارد. اگرچه تا ديروز انقادات در پوشش نامههاي سر گشاده يا حتي سربسته مطرح ميشد، امروز عمومي شده است و ديگر خانه، تاكسي و نامه كفاف فرياد اعتراض را نميدهد... امروز اعتراضات عمومي شده است و خياباني. معلمان چند صباحي است كه اعتراضات خود را علني و عمومي كردهاند و ديگر در مدرسهها، دفاتر يا نامهنگاريها سخن نميگويند. جلوي مجلس، جلوي ادارات آموزش و پرورش و ... حاضر ميشوند و كلاسها را به تعطيلي ميكشانند. ديگر بيماران ام.اسي سر مسؤولان در ادارات فرياد نميزنند كه «دارو ميخواهيم» بلكه در تهران خيابان طالقاني را ميبندند و 2 روز بعد خياباني در اصفهان را. ديگر نانوايان، رانندگان اتوبوس، بازنشستگان و... قائل به انتقادات غير عمومي نيستند.
اين فقط نگاهي است به جامعه، تحليل «چرايي» موضوع بماند براي جامعهشناسان.