فكر ميكردم افكار اقتصادي اين دولت چپ است نه راست. دولت راست، نگاه چپ. البته از آن چپهاي افراطي. وقتي اين دولت در همه امور از فروش سهام بانك پارسيان گرفته تا ساخت توالت عمومي در بعضي شهرها وارد ميشه، فكر مي كنيم اعتقاد زيادي به حضور پررنگ در اقتصاد داره اما اين تحليل كاملاً اشتباهه. دولت راست، نگاه چپ نداره بلكه راست راست حركت ميكنه. ديروز وزير مسكن گفته برنامهاي براي تثبيت قيمت مسكن نداريم، چون كار دولت قيمتگذاري نيست. دولت نبايد در اقتصاد دخالت كنه(!) اين حرف وزير كل معادلات ذهني منو ريخت به هم. با خودم فكر كردم قطعاً تعيين سقف قيمتي براي كالاهاي لبني كه داد همه كارخونهدارها رو در آورده، تعيين سقف قيمت شكر، روغن و... براي چي بوده؟ قطعاً دولت هدفش قيمتگذاري و تعيين قيمت نبوده و قصد دخالت در بازار رو نداشته. حالا دليلش چي بوده، باز هم نميدونم. شايد اين دفعه بايد وزير بازرگاني توضيح بده.
خبرگزاري فارس كه همواره در بين خبرنگاران به كذب بودن بسياري از خبرهاي خارجي و احياي برخي خبرهاي سوخت شده مشهور است، در گزارشی آورده است كه «هيات اجرايي صندوق بين المللي پول اعلام كرد اقتصاد ايران با قدرت به رشد خود ادامه ميدهد» كه اصل مطلب لاتين را اينجا ميتوانيد ببينيد و متوجه خواهيد شد كه چقدر ترجمه خبر فارس با اصل مطلب تفاوت در مفهوم دارد. يك روز بعد از انتشار خبر اول، خبرگزاري فارس در اقدامي خبر جعلي ديگري را منتشر كرد (با اين تيتر: گزارش مشروح فارس از بيانيه هيات اجرايي صندوق بينالمللي پول / 11 توصيه اقتصادي صندوق بينالمللي پول به دولتمردان ايران) كه اين خبر برگرفته از گزارشهاي بسيار قديمي صندوق در مورد ايران است. اينجا ميتوانيد كل مطالب مزتبط با ايران را در صندوق بينالمللي پول ببينيد. با جستجوي اين مطالب به خوبي متوجه ميشويد كه اين گزارش كاملاً جعلي است ولي روزنامهها همچنان از آنها استفاده ميكنند. معلوم نيست تا كي اين «احياي خبرهاي سوخته» توسط فارس ادامه مييابد و چه كسي بايد بر آنها نظارت كند؟ خبرها و گزارشهايي كه جهتدار تنظيم شده و موجب انعكاس داخلي ميشود!
امروز سومین ابطال بزرگ معاملاتی بورس در سال جاری شکل گرفت و معاملات اولین عرضه سهام مپنا ابطال شد. دو ماه پیش خصوصی سازی هپکو ابطال شد و حدود 5 ماه قبل معامله فروش سهام عمده بانک پارسیان. دیگه خیلی وقته نشنیدم کسی بگه «بورس خوب میشه». با این اتفاقات عملاً مشخص شده که دولت دنبال توجه به بورس نیست. البته راجع به این ادعا یه مطلب واسه ویژه نامه اعتماد نوشتم. توی روزنامه یکی از بچههای صفحهبندی هر روز با صد آه و ناله میاد سراغم که سهامم رو چکار کنم. منم می گم همینه، برو توی صف فروش شاید یکی دو ماه دیگه فروش بره. بیچاره گول تبلیغات بیخود رو خورده بود. مثل خیلی های دیگه. وقتی شاخص پایین اومده بود، گول بعضی روزنامهها و بعضی سهامدارا رو خورد که «الان بخر که فلان موقع می ره بالا. پرونده هستهای مهم نیست، اینا باهم کنار اومدن و...» حالا حاضره ضرر کنه ولی پولش نقد شه. مثل خیلی های دیگه. جالب اینه که گاهش میاد می گه شاخص رفت بالا، سهم ما گرون می شه؟ میشه فروخت؟ نمی تونم حالیش کنم که شاخص کشکه و دبیر کل «آش- پژ»
ساعت 5.5 دیروز بالاخره از پایاننامه دفاع کردم. موضوع خاصش باعث شده بود توی برف دیروز و ترافیک و ساعت بد، 30 نفر از بچههای دانشکده و چند نفر از دانشکدههای دیگه بیان سر جلسه. خیلی جلسه خوبی شد. موضوع پایاننامه «امکانسنجی بررسی الگوی توسعه پایدار از منظر اقتصاد تکاملی» بود. اساتید هم راضی بودن. با دفاع از پایان نامه احساس میکنم یه حجم زیادی از بار ذهنیم کم شده. خیلی راحتم. همون حسی رو دارم که وقتی دبستان بودیم، بعد از امتحانات خرداد بهم دست میداد. تعطیلات. کارای دیگم زیاده ولی این یکی تو یکسال گذشته خیلی ذهنمو درگیر کرده بود. دقیقاً پارسال همین موقع بود که پروپوزال پایان نامه رو نوشتم و فرستادم برای تصویب. این یه سال سخت گذشت اما پیش خودم خیلی راضیم. اصلاً برام مهم نبود نمره پایان نامم چند میشه، مهم این بود که یک ادبیات جدید (البته در داخل) رو به صورت منسجم گردآوری کردم. تا حالا 2 تا مقاله علمی از این پایان نامه استخراج شد. میخوام روی چند مقاله جدید هم کار کنم. از همه ممنون که اومدن توی جلسه دفاع، sms زدن، کامنت گذاشتن و....
فردا باید از پایان نامه دفاع کنم. خیلی کار دارم. هنوز اسلایدها حاضر نیست. این چند روز خیلی گرفتار بودم و برای همین وبلاگم رو به روز نکردم. حتماً فرداشب دوباره آپ میکنم. امیدوارم خوب بتونم دفاع کنم.
با يكي از مديران صنعتي كشور صحبت ميكرديم. بحث رسيد به وضعيت كارخانهها بعد از انقلاب 57. تعريف ميكرد كه اون زمان مدير كارخونه اي بزرگ بوده. «ارديبهشت 85 بود و بعد از برگزاري رفراندوم. يه روز تصميم گرفتم به قسمت كارگران سر بزنم. 10 صبح بود وارد سالن توليد شدم، ديدم همه نشستن دارن صبحانه ميخورن. نون و مربا و پنير. سر كارگر رو صدا زدم. پرسيدم چرا كار نميكنن در حال كه ساعت كار 8 صبحه. بهم گفت هر روز همينه. ساعت 9 ميان و تا 10- 10.5 صبحانه ميخورن.» گفت «همه كارگرا رو جمع كردم تو سالن و گفتم من كارگر اينجوري نميخوام. بايد 8 صيح كارو شروع كنيد. الافي بي الافي. يه دفعه همهمه شد و هر كي يه چيزي ميگفت. از يكي پرسيدم تو بگو چي ميگين شما؟ برگشت گفت: ما انقلاب كرديم كه آزاد باشيم نه اينكه عين برده كار كنيم. بعد همه كارگرا شروع كردن كف و سوت زدن.»
آخرش گفت: «به آخر سال نرسيد كه نصفشونو اخراج كردم.»
امروز موضوع استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس مطرح شد. موضوع از این قراره که در امتحان ضمن خدمت معلمان سؤالاتی طرح شد که برخی از آنها که قابلیت چاپ در روزنامه را ندارند، عبارتند از:
1- کدامیک از گزینههای زیر از خصلتهای خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟
الف) وقت شناسی- غیرت مردانه
ب) شجاعت و کثرت آمیزش با همسر
ج) وقت شناسی- سخاوت
د) برچیدن غذا از زمین- تند راه رفتن
2- رسول خدا(ص) در چه حالی اصلاً دیده نشد؟
الف) در حال مجامعت با زنان
ب) در حال بول و غائط
ج) در حال خرید از بازار
د) نوشیدن آب در حال نشسته
3- موی رسول خدا(ص)...
الف) سیاه بود
ب) سفید بود
ج) جز چند مو بقیه سیاه بود
د) در آخر عمر سفید شد
4-رسول خدا(ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟
الف) ماهیچه- سردست
ب) ران- سردست
ج) ران- جگر
د) جگر و قلوه
بقیه سوالات را بعداْ اسکن میکنم می ذارم.
پريروز جلسه دفاع پاياننامهاي در دانشكده برگزار شد كه به موضوع «آينده پژوهي در اقتصاد» اختصاص داشت. نتيجه پايان نامه اين بود كه براي پيشبيني شاخصهاي اقتصادي نميتوان فقط از آمار اقتصادي استفاده كرد و بايد ساير دانشها نيز در اين پيشبيني ورود پيدا كنند. به عنوان مثال در سند چشمانداز 20 ساله به اين موضوع زياد توجه نشده است و با مقايسهاي نشان داده شده بود كه ارقام سند چشمانداز و خود برنامه الگوبرداري از شاخصهاي مالزي و تايوان در افق 2020 بود. جالب اين كه استاد مشاور پايان نامه اكبر كميجاني بود كه در مقام معاونت بانك مركزي سعي كرد اين موضوع رو جمع كنه و گفت اينطور نبوده و شاخصها طراحي شدن. البته نتونست اين موضوع رو توجيه كنه.
موضوع ديگهاي كه توي پاياننامه اشاره شده بود اين بود كه با پيشرفت تكنولوژي نانو، در مباحث نانو اقتصاد، كاملاً مفهوم اقتصاد عوض ميشه و ديگه رقابت معناي امروزش رو نداره. در اون شرايط، بازاري وجود نخواهد داشت و تقاضا به سرعت از سوي توليدكنندگان پاسخ داده خواهد شد. البته توضيحات بيشتر بمونه براي بعد.