دیروز یکی از دوستانم که در حوزه ادبیات دارای افکار خاص و منحصر بفردی است سری به من زود. بیشتر اهل کتابهای زیر زمینی یا زیر پلهایست و عاشق صادق هدایت. علاقه فراوانی هم به فال و احضار ارواح و... داره. میگفت چند شب پیش با دوستام رفته بودم پیش یکی که توی ایران احضار روح میکنه و خیلی معروفی و برای خودش کلی مرید داره. بعد از این که همه ارواحی که میخواستن احضار کردن، گفتیم برای ما روح صادق هدایت رو احضار کنه و این کارو کرد. میگفت از هدایت پرسیدم:
- وقتی خودکشی کردی اولین کسی که پیدات کرد کی بود؟
میگفت جواب داد: پلیس.
- آخرین دوست دخترت کی بود؟
- رزیتا (یا اسمی بر همین وزن که من یادم نمونده)
- الان کجا هستی؟
جواب نداد.
- موافقی خودکشی کنم؟
- نه.
- اگر زنده بودی، حاضر بودی دوباره خودکشی کنی؟
- نه.
...
در روزهاي اخير و پس از مطرح شدن شايعه حمله به ايران، عليرغم آنكه همه به خوبي ميدانند اين اتفاق رخ نخواهد داد و بوش نيز اين موضوع را تكذيب كرده است، تلويزيون و راديو برنامههاي زيادي در مورد احتمال اين حمله ساختهاند. در تمام اين برنامهها از يك سبك براي تحليل امكان وقوع اين اتفاق استفاده شده و همواره سعي ميشود نشان داده شود پتانسيلهاي نظامي و دفاعي ايران موجب ترديد و وحشت آمريكاييان ميشود. اينكه عليرغم آگاهي از غير ممكن بودن حمله نظامي صدا و سيما اينقدر بر اين موضوع تأكيد ميكند، جاي شگفتي دارد و به نظر ميرسد رسانه ملي قصد دارد تا موج جديدي در داخل كشور در اين زمينه ايجاد كرده و چنين نتيجهگيري كند كه «آنها» از ايران ميترسند يا ترسيدهاند. البته اميدوارم اين تحرك تبليغاتي در داخل به خبر خوش هستهاي رئيس جمهور ارتباطي نداشته باشد!!
خیلی عصبانیم. به طور مفصل مصاحبه با مدیرعامل جدید بانک پارسیان رو توی صفحه کار کریم. گفته بودن تیتر یک میشه. خیلی کامل نوشتیم. قرار شد نصفش بیاد صفحه اول و بقیهاش کامل وسط صفحه ما رو بگیره. توی شورای تیتر نتیجه این شد که این تیتر نباید تیتر یک شه و دیدم توی صفحه یک روزنامه فردا خیلی کوچیک کار شده. گفتم کاش کار نمیکردیم این خبرو. اگه یه خبرگزاری این خبرو اعلام میکرد حداقل تیتر یک 10 تا روزنامه میشد ولی اینجا... بیچاره مدیرعامل جدید که خبر مدیرعاملیش رو سوزوندیم و دیگه شاید تیتر یک هیچ روزنامهای نشه. از مطلب ما هم به تیغ خلاص، فقط یک بخش کوچیک باقی مونده که توی صفحه خودمون کار شد. آسمون همه جا یه رنگه ولی اینجا ... بازم همون رنگه.
بخشی از خبر رو هم ادامه مطلب میارم.
روزي كه پايان نامه ام رو شروع كردم، ميخواستم چيزهايي نتيجه بگيرم كه دوست داشتم. نميدونم چطور شد به «اقتصاد تكاملي» علاقمند شدم ولي امروز خيلي خوشحالم. خوشحالم كه ناخواسته موضوعي رو انتخاب كردم كه امروز خيلي از پديدههاي اقتصادي و اجتماعي رو توي ذهن خودم متفاوت تفسير ميكنم. فكر نميكردم اينقدر عقب باشيم. سر جلسه دفاع يك پايان نامه نشسته بودم. هنوز پايه نظري پاياننامه روي كسب حداكثر سود براي بنگاه اقتصادي بود. خيلي با خودم كلنجار رفتم تا چيزي نگم و سؤالي نپرسم. همين موضوع باعث شد تا اولين مقاله پاياننامهام رو به بحث تكامل بنگاهها اختصاص بدم. چند روزه همش به اين موضوع فكر ميكنم. حسابي ذهنمو مشغول كرده. پايه مقالم بر مبناي اين ايده است كه در دنياي امروز كسب حداكثر سود براي بنگاههاي بزرگ يك هدف نيست. هدف اصلي باقي موندن در بازارهاست. هدف رقابت است اما نه براي كسب سود، بلكه براي بقاء و پايداري فعاليت. اميدوارم تا آخر هفته تمومش كنم. وقتي چاپ شد (كه البته خيلي سخته؛ به خصوص اين كه اصلاً الگوي سنجي و رياضي نداره و اصلاً راجع به اقتصاد ايران نيست و كمتر نشريه پژوهشي حاضره چاپش كنه) حتماً ميزارمش روي وبلاگ.
آمارها و شاخصهاي رسمي اقتصاد ايران، برخلاف آنچه عنوان ميشود، بيانگر تداوم رشد تورم و رشد قيمتها در كشور است. در يك سال گذشته اگرچه دولت تلاش كرد تا نشان دهد رشد قيمتها در كشور كاهش يافته و نرخ تورم تعديل شده است، اما در چند ماه گذشته پذيرفت كه نرخ تورم از 8/10 درصد در سال گذشته به 5/12 درصد در پايان ديماه سال جاري رسيد و به اين ترتيب نرخ تورم كه از دو سال گذشته روند نزولي خود را آغاز كرده بود، بار ديگر افزايشي شد.در همين حال براساس آخرين اعلام رسمي بانك مركزي، شاخص كل بهاي 360 قلم كالا و خدمات مصرفي در ديماه 85 نسبت به دي 84 حدود 3/17 درصد افزايش يافت كه بيانگر رشد 3/17 درصدي متوسط قيمت كالا و خدمات مصرفي خانوارهاي شهري در يك سال گذشته است.از سوي ديگر خانوارها تورم و رشد قيمتها را بيش از آنچه دولت ميگويد احساس ميكنند، چرا كه به عنوان مثال رشد 40 تا 90 درصدي قيمت مسكن در مناطق مختلف كشور تاثير بسيار كمي در رشد تورم دارد و يا اينكه سهم هزينههاي گروههاي مختلف كالايي در سبد مصرفي خانوار شهري در مقايسه با آنچه بانك مركزي در نظر ميگيرد، تفاوت فاحشي يافته است. در همين شرايط، آمارهاي اقتصادي از تداوم تورم در اقتصاد كشور حكايت دارند كه به برخي از آنها اشاره ميشود.
رشد پايه پول بيش از نقدينگي
آمارهاي بانك مركزي نشان ميدهد رشد پايه پولي در مهرماه سال جاري در مقايسه با ماه مشابه سال قبل بيش از رشد نقدينگي در همين مدت بوده است. در مدت ياد شده رشد پايه پولي 5/40 و رشد نقدينگي 9/34 درصد بود كه نشان ميدهد بخشي از افزايش پايه پولي در نقدينگي اثرگذار نبوده و ضريب تكاثر خلق پول كمتر از يك بوده است. اين موضوع ميرساند كه پايه پولي افزوده شده در ماههاي آينده به نقدينگي تبديل شده و نقدينگي با جهش فزايندهاي روبهرو خواهد شد كه ميتواند تورم را به ميزان قابلتوجهي افزايش دهد. برخي كارشناسان اقتصادي عنوان ميكنند دولت اگرچه از اسفندماه سال گذشته (كه بدون مجوز مجلس اقدام به برداشت از حساب ذخيره ارزي كرد) تاكنون مجوزهاي متعددي براي برداشت از حساب ذخيره اخذ كرده اما بخشي از آن را هنوز مصرف نكرده و به نظر ميرسد با نزديك شدن به پايان سال اين برداشتها به صورت پول وارد جامعه شده و نقدينگي را افزايش خواهد داد.
رشد 59درصدي بدهي دولت به بانكها
براساس آمارهاي بانك مركزي، در پايان شهريورماه سال جاري در مقايسه با شهريور 84، بدهيهاي دولت به بانكها 6/59 درصد افزايش يافته است كه اين رشد بدهي در مفهوم ديگر به معناي رشد هزينههاي دولت است كه با ضريب فزايندهاي تقاضاي كل و به تبع آن سطح عمومي قيمتها را افزايش خواهد داد. اين در حالي است كه در سال گذشته بدهي دولت به بانكها 1/6 درصد كاهش يافته بود و همين موضوع كاهش تورم را در سال گذشته به همراه داشت.
پول جديد در اسفند
در همين حال افزايش نقدينگي و انتشار پول جديد در اسفندماه هر سال توسط بانك مركزي نيز ميتواند رشد نقدينگي را تشديد كرده و بار تورمي را تشديد كند. به اين ترتيب و با توجه به رشد تورم ناشي از افزايش نقدينگي با يك وقفه تاخير، به نظر ميرسد حداقل تا ماههاي فروردين و ارديبهشت سال آينده رشد تورم در كشور ادامه يابد.
هفته پيش همايش پيامبر اعظم؛ استقامت و پايداري برگزار شد. توي اين همايش سردار حجازي چكي به مبلغ يك ميليارد تومان به نماينده شيخ حسن نصرالله اعطا كرد. البته خبرش رو ايسنا داده ولي ترسيده مبلغش رو بگه. نماينده حزب الله هم كلي تشكر كرد و گفت: «ايران و حزب الله دوست... لبنان در حال جنگ... از ايران كمك... بيشتر كمك...» یکی برگشت بهم گفت: «کاش این پولا رو به حقوق کارمندا اضافه میکردن» حوصله نداشتم توجیهش کنم که واقعاْ ما باید از این کمک ها انجام بدیم و از لبنان و حزب الله حمایت کنیم. به هر حال هر کس یک جور فکر می کنه.
هفته پيش با كرد زنگنه صحبت مي كردم. پرسيدم «اين 7 هزار ميليارد تومن كه توي بودجه از واگذاري سهام ديده شده، از كجا بايد تأمين شه؟» گفت: «ما هم خبر نداريم. اصلاً من نميدونستم كه اين رقم در بودجه چقدر است. بعد از ارائه بودجه به مجلس فهميدم. بايد با دولت صحبت كنم ببينم از چه محلي همچين پيشبيني كردن. نمي دونم از فروش سهامه، از سر رسيد فروشهاي اقساطي سال قبله يا...» حالا چطوره كه تو اين يه هفته معاون واگذاري سازمان خصوصيسازي مرتب ميگه ما اين رقمو محقق ميكنيم؛ خدا عالمه.
آلبوم جديد ايرج بسطامي كه به بازار اومده رو خريدم. خيلي قشنگ و عاليه. موسيقي بيشتر محلي است و اشعار زيبايي هم دارد. اين سبك، سه تار و صداي بسطامي آدم رو به عمق كوير ميبره و انگار داري ستاره هاي شب هاي كوير رو لمس ميكني. نوصيه ميكنم حتماً بخريد. قشنگترين بخشهاش تصنيف الله مزار و شور دشت دو بيتي باباطاهره.
ديروز با يكي از دوستان از خيابان كريمخان به سمت ميدون ولي عصر پياده ميرفتيم. رسيديم سر حافظ گفتيم سري به «پل موزه حافظ» كه اينقدر براش تبليغ و هزينه شده، سري بزنيم. پلهها برقي بود مثل خيلي از پلهاي عابر پياده. وقتي به بالاي پل رسيديم يك دستگاه خودپرداز بانك سامان و يك تنه كوچك درخت كه براي تزئين در شيشهاي قرار داشت جلب توجه ميكرد. بعد گرماي هوا توجه رو سمت بخاري- كولرهاي سامسونگ كه به تعداد بيش از هشت تا روي ديوارها نصب شده بود، جلب ميشد. بعد انتظار داشتيم واقعاً با كلكسيوني از اشياء مواجه شويم كه اسم موزه مفهوم عيني پيدا كند. تنها چيزي كخ روي ديوارها و داخل قابهاي شيشهاي بود، عكسهاي سعيد دهقاني از منطقه پارس جنوبي بود و همين. يك سري عكس كه چنان هم با مفهوم و خاص نبود. يك گالري يا يك نگارخانه بود تا يك موزه. مثل اينكه فقط اين طرح داده شد تا هزينه شود و يك سري....
افزايش سهمخواهي جناحها و گروههاي سياسي – اقتصادي براي حضور در اتاق بازرگاني موجب شد تا طيف فعلي فعال اتاق در ردصلاحيتهاي گستردهاي، بسياري از چهرههاي مطرح كه احتمال كسب راي بالا توسط آنها در انتخابات اتاق بازرگاني بسيار زياد بود را از صحنه رقابت حذف كنند. در يك سال گذشته، گروههاي متعددي خود را براي حضور در دوره آتي فعاليت اتاقهاي بازرگاني آماده كردند كه ميتوان آنها را در سه گروه اصلي تقسيمبندي كرد.
گروه اول همان جريان سنتي حاكم بر اتاق بازرگاني است كه از ابتداي انقلاب و با حكم امام خميني(ره) در اتاق مستقر شده و همواره در انتخابات صورت گرفته پيروز بودند كه علينقي خاموشي و مير محمد صادقي از اين طيف هستند و در جناحبنديهاي سياسي، مؤتلفه از آنها حمايت ميكند.
دسته دوم را ميتوان جريان اصولگرايي اتاق ناميد كه خواستار انجام اصلاحاتي جدي در اتاق بوده و در چند ماه گذشته سعي كردهاند با برگزاري نشستهاي اقتصادي، وجهه اتاق را علميتر ساخته و براي حل مشكلات مابين دولت و تجار تلاش كنند كه با حضور نهاونديان در اتاق بازرگاني تهران و برگزاري مراسم صبحانهخوري با شركت وزراي اقتصادي كابينه اين جريان تقويت شد.
گروه سوم را ميتوان جريان تندگراي اتاق بازرگاني دانست كه سعي در حذف كامل جريان سنتي داشته و قائل به تغيير كامل شرايط اتاق بازرگاني هستند كه حضور محمد بهزاديان در اتاق بازرگاني تهران در سالهاي 82 تا 84 به اين جريان شكل جديتري داد و حذف وي از اين اتاق در سال گذشته موجب شد تا اين سيستم فكري از حمايت چندي برخوردار شود.
در همين حال جريان سياسي اصلاحطلبان با حمايت مردان سياسي دولت گذشته از جمله سيد محمد خاتمي به طور گستردهاي براي حضور در انتخابات آتي اتاق، ثبتنام كردند و محسن مهرعليزاده و صفايي فرهاني از اين گروه هستند كه به توصيه خاتمي و چند تن از اصلاحطلبان ديگر پا به عرصه رقابت گذاشتند. به نظر ميرسد اتاق بازرگاني در اين دوره از انتخابات و پس از تجديد نظر در رد صلاحيتها با نظر وزير بازرگاني و حمايت وزير صنايع، شاهد كشمكشهاي سياسي بين جناحها خواهد بود و سياستمداران تصاحب اتاق بازرگاني را به عنوان نخستين قدم خود را براي كسب كرسيهاي ديگر در عرصه اقتصاد قلمداد ميكنند. بايد منتظر ماند و ديد اين بار كدام جناح سياسي بيشترين آرا را در انتخابات خصوصيترين نهاد اقتصادي كشور خواهد داشت.
35 سال است که در روز تاسوعا، دسته یکی از هیأت های جنوب تهران صبح اول وقت بعد از حرکت از مسجد ابتدا به منزل یکی از اقوام ما می روند و در آن جا سینه زنی می کنند، بعد شیر نذری و کیک می خورند و در واقع آنها که جا مانده است، آنجا به بقیه می پیوندند و حرکت خود را در خیابان ها و حسینیه ها شروع می کنند. منظره جالبی است. هر سال حول و حوش ساعت 7-8 صبح از سو کوچه یکی یکی اعضای هیأت را می شد دید که در حال بستن دکمه های پیراهن و شلوار خود به این خانه می آمدند و... دیگر رسم شده که هر سال این ماجرا تکرار شود و همه اهل محل می دانند که این جریان خواهی نخواهی همه ساله تکرار می شود. اما امسال این رسم بهم خورد. یکی از اهل محل اعلام کرد که صبحانه به هیأت حلیم می دهد و از آنها دعوت کرد که صبح برای حلیم خوری به خانه آنها بروند. فکر می کردیم امسال هم هیأت صبح زود می آید. شیر و کیک آماده کرده بودیم و آشنایان همه منتظر که بالاخره دسته بیاید؛ اما تا ساعت 11 خبری نشد که نشد. بعد متوجه شدیم که حلیم هیأت را سیر کرد و رمقی برای شیر و کیک نمانده. بعد هم هیأت مسیر دیگری انتخاب کرد و نیامد که نیامد. حلیم نذری همسایه، رسم 35 ساله محله را بهم ریخت.
محمد طاهري مطلبی نوشت در مورد بچههاي اقتصادي شرق. بچههايي كه از ابتداي كار روزنامه تا آخرش (زمان توقيف) حدود 17-18 نفر يا شايدم بيشتر ميشدن. نميدونم چرا اين مطلب رو نوشت ولي شايد اينكه الان بچه ها كجان و يا ميشه گفت تيم شرق از هم پاشيد، مسأله خيلي مهمي نيست. شايد بهتر باشه در ظاهر به نظر برسه تيم از هم پاشيده، شايد اينجوري امنيت مطبوعاتي بيشتر باشه ولي چندتا نكته لازمه گفته شه. بچههاي شرق هر جا كه رفتن و در هر شرايطي هميشه از هم پشتيباني كردن. يادمه زماني كه شرق توقيف شد، آرش حسننيا زنگ زد و گفت كه بيايد اعتماد ملي و اگرچه نيرو نمي خوان ولي حقوقمون رو با هم تقسيم ميكنيم كه مي دونم واقعاً از ته دلش اين حرف رو ميزد و مطمئنم كسي اين موضوع رو كتمون نميكنه. محمد طاهري هم همين حرف رو زد و يادمونه كه به همراه سام غفار زاده موقعيت رو فراهم كردن كه بعد از تعطيلي روزگار بريم دنياي اقتصاد. حتي توي صنعت و توسعه، اعتماد و جاهاي ديگه به همه پيشنهاد و هركسي كه با بقيه دوباره وارد سيستم نشد، دليل خاص خودش و مشكلات خودش رو داشت وگرنه هميشه بچهها با همن. البته به نظر من بد نيست بچهها چند جا كار كنن چون اين طوري ريسك كار مطبوعاتي كمتر ميشه و ميشه اميدوار بود اگه جايي رو از دست داديم، حد اقل اميدي براي كار پيش بقيه همكارا هست. در ضمن شنيدم شرق كوچكي دوباره در اعتماد در حال تشكيله كه با ورود خاطره وطن خواه و بهناز صادقپور به اعتماد شكل ميگيره. به هرحال خيلي خوشحالم كه بچهها دارن توي اعتماد جمع ميشن. اميدوارم عباس فتاح زاده هم به اعتماد برگرده.
سوار تاکسی شدم. نزدیک رسیدن به مقصد یه مسافر دیگه سوار شد. جلوتر از مقصد من پیاده میشد. چند متر که جلوتر رفتیم، به راننده گفتن پیاده میشم. موقع پیاده شدن، چون مسافره باید اول پیاده میشد تا من از ماشین بیام پایین، غرغر کرد و گفت: من که میخواستم سوار شم، پیاده میشدی تا من الان بیخود پیاده نشم. کلی بهش بد و بیراه گفتم و در ماشینو نگهداشتم نذاشتم سوار شه. راننده اومد پایین. یه جمله گفتمو بعد گفتم حالا سوار شو. بهش گفتم اینقدر خودخواه نباش. اگه من اون موقع پیاده میشدم، یه بارم الان باید از ماشین میاومدم پایین؛ یعنی میشد 2 بار. حالا تو 2 بار پیاده میشی، یه بار الان، یه بار موقع رسیدن به مقصد. به هر حال باید یکی از ما 2 بار پیاده میشد. من نخواستم 2بار پیاده شم، پس تو باید این کار رو کنی. یا باید تو خودخواه باشی یا من!
بهراد مهرجو و محمد عدلی یه وبلاگ راه انداختن که موضوع جذاب و جالبی داره و می خوان توش از پشتپردههای اصناف بنویسن. وبلاگشونو اینجا میتونید ببینید. بهشون تبریک میگم و امیدوارم موفق باشن.
نگاهي به اطرافم انداختم. همه مشغول نوشتن بودن. هيجاني وجود نداشت. مثل اين كه آسمان همه جا يكرنگ شده. نه كسي مي رفت و نه كسي مي اومد. فكر كنم اينجا هم همه بهانههايي ميارن كه «خواب موندم»، «يادم رفت»، «حوصله نداشتم برم». توليد تلفني. مسخرست. همه محتاج اينترنت شديم. ديدم نمي شه. گفتم فرض كنيم اينترنت قطعه. ما شروع كرديم. وقتي كار تموم شد، خوشحال بوديم. كيفيت از اوني كه فكر ميكرديم بهتر بود. انرژي گرفتيم. شده بوديم پر سر و صدا ترين. شادمانه و تفريح. همه نگاهمون ميكردن. اونا هم شروع كردن. انتقال انرژي. بالاخره تحركي به وجود اومد. اگه بذارن، فكر كنم موفق شيم؛ اگه انتقال انرژي همچنان تداوم داشته باشه.
اين مطلب تحليل من از بازار مسكنه كه امروز در روزنامه اعتماد چاپ شد.
***
امسال برخلاف بسياري از سال هاي قبل در هيچ زماني رشد قيمت مسکن متوقف نشد، نه پس از عيد نوروز، نه در ماه رمضان و نه در پاييز و زمستان. در همين حال افزايش بيش از 40 درصدي قيمت ها در بازار مسکن در بسياري از شهرها از جمله تهران موجب شد مجلس و دولت نيز اين گراني ها را تأييد کرده و بالاخره بپذيرند که در کشور گراني نيز وجود دارد.
هنوز يادمان نرفته که رئيس جمهور در گزارش عملکرد يک ساله خود به مردم اعلام کرد در کشور گراني نداريم و قيمت مسکن در برخي شهرها حتي کاهش نيز يافته است، دولت و رئيس جمهور به دفعات رسانه ها را متهم به «سياه نمايي» در خصوص گراني و رشد قيمت ها کرده اند اما به نظر مي رسد سکوت فعلي دولت از ارائه تحليل هاي قيمتي در بازار کالاها و خدمات معنايي جز پذيرش اين گراني ها ندارد. زماني دولت در خصوص گراني نخود و لوبيا موضع گيري مي کرد و امروز بايد در مقابل گراني مسکن، سيب زميني، گوجه فرنگي و تقريباً تمامي کالاهايي که دولت با جريمه و تهديد نمي تواند بازار آنها را تحت کنترل خود درآورد، پاسخگو باشد. مسکن با بازار لبنيات متفاوت است و نمي توان توليدکننده (در بازار مسکن عرضه کننده يا سازنده) را به حکم تعزيرات حکومتي مجبور کرد تا با قيمت پايين مسکن خود را بفروشد. اينجا بازار هيچ اراده يي ندارد. البته در اين ميان مجلس به اين دليل از دولت و وزير مسکن در خصوص افزايش قيمت ها بازخواست مي کند که خود را تبرئه کرده باشد. فقط يک سال تا پايان دوره فعلي مجلس باقي مانده است و مجلس نشينان بايد در اين مدت آراي دوره بعد خود را تضمين و تامين کنند. در اين گراني ها مجلس همان قدر مقصر است و سهم دارد که دولت...