تبليغاتX
قلم های سرخ
قلم های سرخ
اقتصادی، اجتماعی، سیاسی
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387
بی‌اعتمادی اقتصادی در دولت

تعیین «فرمانده اقتصادی» دولت در نخستین سال روی کار آمدن دولت نهم یکی از سوژه‌های رسانه‌ای مطبوعات و موضوع کشمکش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی (به ریاست فرهاد رهبر) و وزارت امور اقتصادی و دارایی (به وزیری داود دانش جعفری) بود؛ فرماندهان فرضی که دیگر هیچکدامشان در دولت جایی ندارند و از کابینه خارج شده‌اند. اگرچه این دو دارای نگرش‌های اقتصادی متفاوتی بوده و فرماندهی هر کدام از آنها بر اقتصاد ایران روندی متفاوت را برای سیر حرکت اقتصادی کشور رقم می‌زد، اما خروج هر دو نفر به یک دلیل بوده است: مخالفت با سیاست‌‌گذاری‌های اقتصادی دولت. در این خصوص این سؤال پیش می‌آید که اگر آنها مخالف سیاستگذاری‌های اقتصادی دولت بوده‌اند، اقتصاددان تصمیم‌گیرنده در دولت چه کسانی بوده اند که برخلاف مشی آنها سیاستگذاری می‌کردند؟

روند تغییرات و تصمیم گیری‌ها در حوزه اقتصاد کشور طی یک سال اخیر به خوبی نشان می‌دهد که محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دولت، حتی در حداقل ممکن، اعتمادی به اعضای اقتصادی کابینه -آنهایی که باید در رأس هرم تصمیم‌سازی اقتصادی کشور قرار داشته باشند- ندارد و قطعاً «دیگرانی» وجود داشته و دارند که بیش از وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی و رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی مورد اعتماد رئیس جمهور هستند و می‌توانند بدون توجیحات لازم، خط بطلانی بر کار کارشناسی و تخصصی در حوزه اقتصاد بکشند. برای تأیید این گفته می‌توان به این موارد اشاره کرد:


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت19:21 توسط امیر لعلی
شنبه ششم بهمن 1386
استثمار چینی
این مطلب رو واسه روزنامه کارگزاران نوشتم که امروز چاپ شد:

كالاهاي چيني بازارهاي مختلف جهان را قبضه كرده‌اند. از آسيا تا اروپا و از آمريكا تا آفريقا، كشورهاي مختلف نسبت به ورود كالاهاي چيني بي‌كيفيت با قيمت پايين كه بازارهاي داخلي را قبضه كرده‌اند، احساس نگراني مي‌كنند؛ چراكه اين موضوع موجب ضر توليدكنندگان داخلي و بروز عدم تعادل هايي در بازار توليد، دستمزد و مصرف مي‌شود. ممنوعيت‌ها و تعرفه‌هاي بالايي كه براي واردات كالاهاي چيني به اتحاديه اروپا و آمريكا در نظر گرفته شده است از همين نگراني‌ها نشأت مي‌گيرد.

متأسفانه در ايران به دلايل متعدد هيچ اقدام اجرايي براي كنترل واردات كالاهاي چيني به كشور صورت نگرفته است و علي‌رغم انتقادات گسترده صنوف و اتحاديه‌هاي توليدي مختلف مبني بر اين كه كالاهاي چيني تهديدي براي توليد ملي و رشد اقتصادي كشور محسوب مي‌شوند، دولت به عنوان قانونگذار و كنترل‌كننده گمركات كشور توجه چنداني به اين موضوع نكرده و حتي ديده مي‌شود بازرگانان چيني به افزايش فعاليت در داخل كشور نيز ترغيب مي‌شوند.

در سال گذشته ميلادي حجم مبادلات بازرگاني ايران و چين حدود 18 ميليارد دلار برآورد شده است. در همين حال حجم قراردادهاي نفتي امضا شده با اين كشور به بيش از 100 ميليارد دلار رسيده كه مجموعه اين آمار نشان از ميل به چيني شدن بازارهاي اقتصادي ايران در بخش‌هاي سرمايه‌گذاري و بازرگاني دارد.

به واقع بايد گفت شرايط سياسي و اقتصاد سياسي كشور دولت را بر آن داشت تا با اعطاي امتيازات تجاري به بازرگانان چين، همراهي چين را در عرصه سياسي و بين‌المللي به دست آورد...

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت11:7 توسط امیر لعلی
چهارشنبه سوم بهمن 1386
بازهم عقلانیت

مثل این که این مطلب ما به دل یکی دیگه هم نشسته!

+ نوشته شده در ساعت19:5 توسط امیر لعلی
دوشنبه سوم دی 1386
شیلینگ؛ نوبلیست یا ...؟

در باره توماس شیلینگ اینجا را بخوانید.

+ نوشته شده در ساعت19:1 توسط امیر لعلی
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
اتوبوس دربستی

هوا سرد شده بود. 2 سال پیش. در بزرگراه چمران، روبروی نمایشگاه و سر خیابان سئول ایستاده بودم منتظر تاکسی. می‌خواستم برم ونک و بعد از اون بلوار کشاورز. حدود 20 دقیقه واستادم اما دریغ از یک تاکسی. نیت کرده بودم دربست بگیرم. تو همین حال و هوا بودم که یک اتوبوس دوکابینه (همونا که در آکاردئونی دارن) از چمرام پیچید توی سئول و چند متر جلوتر از من واستاد. بوق زود. پرسید کجا می‌ری؟ گفتم منتظر تاکسیم.

گفت: کجا می‌خوای بری؟ گفتم ونک.

گفت: آخرش کجا؟ گفتم بلوار کشاورز.

گفت: دربست می‌ری؟ خندیدم. گفتم شوخی می‌کنه. دوباره گفت: چند می دی دربست ببرمت؟ با خودم فکر کردم حتماً می‌خواد بگه 10-15 تومان می‌گیرم می‌برمت. دوباره گفت: نمی‌آی؟ با خنده و تردید پرسیدم: نمی‌دونم چقدر می‌شه. گفت: هر چی دادی. گفتم: تا حالا که اتوبوس دربست نگرفتم بدونم چنده؟ در عین همین دیالوگ‌ها با خودم فکر می‌کردم احتمالاً یه جایی بین راه یا مثلاً ونک می‌خواد پیادم کنه و  بره تو ایستگاه.

گفت: چهار تومن می‌گیرم می‌برمت بلوار. گفتم: چهار تومن ندارم، سه تومن خوبه. گفت: بیا بالا.

سوار شدم. اتوبوس کاملاً خالی بود و من کنار صندلی راننده واستادم. انتخاب واسه نشستن خیلی زیاد بود و یادم نیست هیچ وقت توی اتوبوس این قدر حق انتخابم زیاد بوده باشه.

توی راه پرسیدم بهش گیر نمی دن خالی می‌ره یا اینکه داره می‌ره تعمیرگاه یا ایستگاه؟

گفت کارش همینه و هیچ وقت تو ایستگاه نمی‌ره. می‌گفت «اینجوی بیشتر در می‌آرم. یه سری مسافر ثابت هم دارم. مثلاً موقعی که برف می‌اد و مسافرای تجریش- دربند بدون ماشین تو خیابون می‌مونن،به موبایلم زنگ می‌زنن من دو برابر کرایه می‌گیرم و می‌برمشون. خیلی ها موبایل منو دارن. تو هم بنویس اگه جایی دربست خواستی زنگ بزن یا دوستات... تازه من می‌تونم از مسیر ویژه و بدون ترافیک برم و مزیتم از ماشینای دیگه بیشتره.»

***

این هم حکایت اتوبوس دربستی ما. تحلیلش با خودتون.

+ نوشته شده در ساعت16:15 توسط امیر لعلی
دوشنبه نوزدهم آذر 1386
چرا نمی‌نویسم؟

یک ماه شد که وبلاگ رو به روز نکردم. این که کمتر وب گردی می‌کنم و کمتر می‌نویسم نه از روی تنبلیه و نه از روی خسته شدن از فضای وبلاگ و کار و بهانه‌های اینجوری که بعضی دوستان گهگاه برای ننوشتن می‌آرن. این که نمی‌نویسم به خاطر نبود کامپیوتر و اینترنت در دسترسه. توی روزنامه یک کامپیوتر داریم و 6 تا خبرنگار! زمان برای کارهای اینجوری نمی‌مونه. توی خونه هم کامپیوتر نداریم، اون هم به این خاطر است که خونه کوچیکی داریم که نمی‌‌شه کامپیوتر جایی از خونه قرارداد. واسه همین کامپیوتر سابق رو به خونه خودم منتقل نکردم. حالا برنامه‌ای ریختم که مطالب رو توی کاغذ بنویسم و جایی که کامپیوتر هست فقط تایپ کنم. حتماً از فردا دوباره می‌نویسم.

+ نوشته شده در ساعت19:46 توسط امیر لعلی
جمعه هجدهم آبان 1386
رقابت ظاهری مطبوعات/ نمایشگاهی بدون عرضه

دیروز رفته بودم نمایشگاه مطبوعات؛ احتمالاً همه شنیدن یا رفتن و دیدن که چقدر در مقایسه با سال‌های قبل سرد و بی‌روحه. سخن گفتن از این که هدف دولت از برگزاری مهجور این نمایشگاه چیه کار بیخودیه و همه نسبت بهش آگاهن.

نکته مورد توجه در نمایشگاه مطبوعات امسال که قرار نبوده و نیست که پر مخاطب باشه و یه عده از شهرستان و تهران برای بازدید سری بهش بزنن، هزینه غرفه آرایی رسانه‌هاست. شاید بهترین غرفه‌آرایی‌ها و پرهزینه‌ترین اونا مربوط به غرفه‌های ایران، همشهری و جام و جم بود به طوی که یکی از غرفه‌ها 60 میلیون تومن برای غرفه‌آرایی خرج کرد.

در نمایشگاه‌های مختلفی که در طول یک سال برگزار می‌شه، مثل نمایشگاه صنعت، مبلمان، شیرینی و شکلات و... غرفه‌ها سعی می‌کنن هزینه بیشتری کنن تا بیشتر تو چشم باشن و بتونن بازاریابی مطلوب‌تری داشته باشن اما توی نمایشگاه مطبوعات قرار نیست بازاریابی خاصی اتفاق بیافته، مگر در سطح بسیار محدودی و اونهم احتمالا در بخش مجلات و فصلنامه‌های تخصصی‌تر. مطبوعات مشتری‌های خاص خودشون رو از قبل داشته و دارن و قطعاً مشتری‌یابی در حاشیه نمایشگاه صورت نمی‌گیره. بنابراین صرف هزینه برای غرفه‌ها فقط رقابت ظاهری و خودنمایی بین رسانه‌هاست، نمایشگاهی که قرار نیست منفعتی برای رسانه یا مخاطبان داشته باشه. خلوت بودن نمایشگاه مطبوعات بدون بهانه برگزاری در حاشیه نمایشگاه کتاب هم به خوبی نشون می‌ده که مشتری اول و آخر این نمایشگاه خود ما مطبوعاتی‌ها هستیم و بس!

+ نوشته شده در ساعت14:52 توسط امیر لعلی
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
وزارت اقتصاد پاسخ داد

بعد از این که موضوع انحصار خواهی وزارت اقتصاد برای یک سایت کاملاً بعد رسانه‌ای پیدا کرد، روابط عمومی وزارتخونه توضیح داد و خواسته‌هاشو اینجوری اصلاح کرد.

+ نوشته شده در ساعت18:7 توسط امیر لعلی
یکشنبه سیزدهم آبان 1386
سعيد ليلاز در روزنامه اعتماد

بازهم خبرهای جالبی از مطبوعات و تغییر سردبیری شنیده شده است. شنيده مي‌شود سعيد ليلاز روزنامه نگار باسابقه اصلاح طلب پيش از انتخابات مجلس هشتم براي تقويت روزنامه اعتماد قصد حضور در اين روزنامه را دارد. ليلاز به احتمال بسيار جايگزين بهروز بهزادي سردبير 60 ساله اين روزنامه خواهد شد. البته مديران روزنامه اعتماد هنوز در مورد جايگزيني ليلاز و بهزادي به توافق كاملي نرسيده اند اما به احتمال زياد بهزادي رفتني خواهد بود. قطعي شدن عدم انتشار روزنامه آريا نيز موجب شده تا اين تيم مطبوعاتي تمام توان خود را براي تقويت روزنامه اعتماد به كار ببندند. الياس حضرتي مديرمسؤول اين روزنامه و عضو حزب اعتماد ملي قصد دارد كه يكي از نيروهاي حزبي را جايگزين بهزادي در اين روزنامه كند ولي مديرعامل روزنامه اعتماد هنوز با اين شيوه جابجايي موافقت نكرده است. گروه مخالف حضرتي اعتقاد دارند كه سردبيري بايد در اين روزنامه حضور داشته باشد كه فرصت حضور را براي چهرهاي ديگر حزبي را در اين روزنامه مهيا كند. وابستگي شديد حضرتي به حزب اعتماد ملي اين شائبه را به وجود آورده كه اعتماد هم به سرنوشتي مانند اعتماد ملي دچار شود اما آنگونه كه به نظر مي رسد طي روزهاي آينده جايگزيني بهزادي و ليلاز انجام خواهد شد.رفت وآمدهاي كه اخيرا در اين روزنامه صورت گرفته نيز چنين موضوعي را اثبات مي كند. طي هفته گذشته دو گروه روزنامه اعتماد (اجتماعي و بين الملل) با تغييرات بسياري مواجه شدند به طوري كه دو دبيرسرويس روزنامه توقيف شده شرق و هم ميهن به عنوان چهره هاي جديد همراه با تيم كامل خود در اين روزنامه حضور يافته اند. اين تغييرات نيز در راستاي خواسته هاي سردبيرجديد اعتماد صورت گرفته است. البته آنگونه كه از مذاكرات مديران اعتماد برمي آيد خداحافظي بهزادي با اين روزنامه به دليل برخي ناهنجاري هاي مالي قطعي شده است. بهزادي خود سهام دار روزنامه اعتماد به شمار مي آْيد ولي به دليل مخالفت هيأت مديره روزنامه با اقدامات مالي اخير او اختلافات شديدي در بدنه مديريتي روزنامه ايجاد شده كه سرانجام به حذف بهزادي منجر خواهدشد. حضور ليلاز با سابقه مديريتي و فعاليت هاي مطبوعاتي شاخص مي تواند منجر به تقويت اين روزنامه اصلاح طلب پيش از انتخابات مجلس هشتم شود.

+ نوشته شده در ساعت13:57 توسط امیر لعلی
شنبه دوازدهم آبان 1386
رانت وزارت اقتصاد برای یک سایت ...!

روابط عمومی وزارت اقتصاد با ارسال نامه ای به بانکها و بیمه های دولتی از اونا خواسته آگهی ها و خبرهای خودشونو به سایت اکونیوز بدن. نامه رو می تونین (اینجا) ببینین. توی این نامه چند نکته وجود داره:

1- از سایت اکونیوز به عنوان یک خبرگزاری یاد شده در حالی که این سات نه تنها مجوز خبرگزاری نداره، بلکه حتی یک سایت خبری قابل اعتماد نیز نیست؛ چراکه این سایت اخبار خودش رو از خبرگزاری های دیگه کپی میکنه و یا از روی شنیده ها و برای آگهی خبرسازی می کنه.

2- معلوم نیست چرا وزارت اقتصاد این همه نشریه و سایت و خبرگزاری مجوز دار رو که همه مشکلات مالی دارن، ول کرده و چسبیده به این سایت؟!

3- معمولاً توی قراردادها طرف قرارداد توانایی و توانمندی خودش رو عرضه میکنه یا از نظر مالی مایه میذاره ولی وزارت اقتصاد داره از کیسه بانک ها و بیمه ها می بخشه.

4- اصلاً وزارت اقتصاد می تونه اینجوری بانک ها و بیمه ها رو تکلیف کنه؟

پی نوشت: این هم خبر مشابه.

 

+ نوشته شده در ساعت15:8 توسط امیر لعلی
یکشنبه ششم آبان 1386
بچگی

بچگی عالم خاصی داره، بی‌خیال دنیا بودن: چرخ و فلک زدن توی مهمونی بدون اینکه کسی باهات کاری داشته باشه یا خوردن ژله توت فرنگی با پلو بدون اینکه بهت چیزی بگن!

+ نوشته شده در ساعت18:58 توسط امیر لعلی
دوشنبه سی ام مهر 1386
آمار پوچ

آن‌ها پاهای مرا وصله کردند و دوختند و بعد هم به من کاری دادند که بتوانم در حین انجام آن بنشینم: کار من شمردن مردمی است که از روی پل عبور می‌کنند. آن‌ها خیلی دلشان می‌خواهد که نتیجه فعالیتشان را با ارقام ثبت کنند و از این کارِ پوچ لذتی فراوان می‌برند. وقتی نتیجه کار روزانه‌ام را به اطلاعشان می‌رسانم، چهره‌شان از شادی می‌درخشد و هر چه رقم بزرگ‌تر باشد، به همان نسبت خشنودی آن‌ها هم بیشتر است. متأسفم، ولی آمارشان درست نیست. من با وجود آن که می‌توانم این احساس را در دیگران ایجام کنم که آدم صادقی هستم، اما راستش موجود قابل اعتمادی نیستم. آنچه مرا در خفا خوشحال می‌کند این است که یا گاهی عابری را وارد آمارشان نمی‌کنم و یا وقتی دلم به حالشان سوخت، چند نفری را به آمارشان اضافه می‌کنم. بله، خوشبختی آنها دست من است. وقتی که سر حال نیستم یا وقتی که سیگاری برای دودکردن ندارم، فقط میانگین کار را در اختیارشان می‌گذارم، گاهی هم کمتر از آن را؛ اما زمانی که قلبم از شوق می‌تپد و سرحالم، می‌گذارم دست و دل بازی‌ام در یک عدد 5 رقمی ظاهر شود. آه که آنها در این مورد چقدر احساس خوشبختی می‌کنند! راستش آنها هر بار نتیجه آمار را بی‌ملاحظه از دست من قاپ می‌زنند. بعد شروع‌ می‌کنند به ضرب کردن، تقسیم کردن، درصد در آوردن و چه می‌دانم چه چیزهای دیگر. آنها پیش خوشان حساب می‌کنند که امروز چند نفر در دقیقه از روی پل رد شده‌اند و در ده سال آینده چند نفر عبور کرده خواهند بود. آنها «مستقبل کامل» را دوست دارند، آینده، رشته تخصصی آنهاست. با این وجود باید اعلام کنم که آمارشان ابداً درست نیست....


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت17:8 توسط امیر لعلی
دوشنبه سی ام مهر 1386
متکی، مردم ایران سلام، اتاق بازرگانی

دیروز در برنامه مردم ایران سلام، با وقفه‌ای 40 روزه‌، فیلم یا کلیپ کوتاهی از حضور منوچهر متکی، وزیر امور خارجه در اتاق بازرگانی تهران پخش شد. شهیدی‌فر، مجری برنامه قبل از پخش این فیلم گفت که فعلاً در مورد فیلم توضیحی نخواهد داد و نداد. این علامت سؤال دیروز در تحریریه روزنامه مطرح بود که چرا این فیلم بدون توجیه و بی‌هدف از مردم ایران سلام پخش شد! یکی گفت حتماً این کلیپ توسط روابط عمومی اتاق تهیه شد، یکی می‌گفت حتماً وزارت امور خارجه خواسته توی روز صادرات تبلیغ کنه که این وزارت خونه از تاجران ایرانی حمایت می‌کنه،....

دنباله چرایی ماجرا رو که جدی‌تر گرفتیم، به خداحافظی متکی رسیدیم. شنیدیم قراره متکی با وزارت امور خارجه خداحافظی کنه، در واقع از این سمت برکنار شه، مثل طهماسبی، هامانه و خیلی‌های دیگه. حالا اگه موضوع دبیری جلیلی در شورای امنیت ملی حل نشه، قطعاً به عنوان وزیر امور خارجه همراه با نوذری و محرابیان به مجلس معرفی می‌شه. حالا با این خبر می‌شه کلی راجع‌به پخش اون  فیلم که مربوط به 20 شهریور بود، دلایل بیشتری پیدا کرد.

+ نوشته شده در ساعت11:38 توسط امیر لعلی
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
صداقت علمی

 چند وقت پیش رفته بودم دانشگاه. یکی از دوستان پیشنهاد داده بود که مجموعه مقالاتی راجع‌به رابطه اقتصاد و ریاضی بنویسیم و تقریباْ بحث‌های یک سال اخیر وبلاگ‌های اقتصادی ولی در قالب علمی. بعد یک طبقه‌بندی جالبی از آدمای حاضر در این بحث‌ها ارائه داد:

1- عده‌ای که خیلی فکر نمی‌کنند و آنچه توسط اساتید به اونها در دانشگاه دیکته شده رو به عنوان حرف غیر قابل انکار می‌نویسن.

2- عده‌ای که ایده جدید و نوعی در این زمینه دارن ولی از بیان کردن اون می‌ترسن.

3- عده ای که حرف نو دارن ولی تنبلن و نمی‌رن بگردن مستندات علمی واسه استلال‌هاشون جمع کنن (که این عده رو می‌شه با گروه 2 در یک گروه طبقه بندی کرد)

4- عده‌ای که دارای پارادایم فکری مستقلی نیستن و فقط می خوان از یه موضوع انتقاد کنن یا دفاع کنن.

حالا که بعد از مدت‌ها یه نگاهی به وبلاگ‌های اقتصادی انداختم، می‌بینم توی همه بحث‌ها همین طوریه. من که توی گروه دوم جا دارم اما کاش همه جسارت داشتن و خودشونو با این طبقه‌بندی می‌سنجیدن و می‌شد راحت‌تر باهاشون بحث کرد.

+ نوشته شده در ساعت19:6 توسط امیر لعلی
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
قوچانی در راه تهران امروز؟!

امروز چند نفر تماس گرفتن و عیناً این موضوع رو مطرح کردن: «قوچانی می‌خواد بیاد تهران امروز؟» در جواب اولین پرسش‌کننده قهقهه‌ای سر دادم. دومی هم همین‌طور ولی برای پاسخ دادن به سومین نفر، به لبخندی بسنده کردم. یکی از خبرنگاران سرویس که امروز برای تهیه خبری به وزارت کار رفته بود نیز مقابل این سؤال روابط عمومی وزارتخانه قرار گرفت که «شنیدیم قوچانی اومده تهران امروز، درسته؟»

از قدیم گفتن «شنونده باید عاقل باشه». نمی‌دونم چطوری با توجه به شرایط روزنامه ما، عده‌ای حتی به این خبر شک هم نمی‌کنن. شایدم این به خاطر فضای مسموم و ملتهب مطبوعاته. تا دیروز قرار بود قوچانی بره اعتماد ملی، امروز تهران امروز و معلوم نیست فردا چه شایعه ای به راه می‌افته. به هر حال همه گویا می خوان یه شغلی واسه قوچانی دست و پا کنن.

+ نوشته شده در ساعت13:57 توسط امیر لعلی
دوشنبه نهم مهر 1386
امینه

کتاب «امینه» نوشته مسعود بهنود رو پریروز تموم کردم. کتاب بسیار جالبی است از نقش خاتون یا امینه در تاریخ سیاسی ایران. به نظرم این کتاب باید بعد از خوندن کتاب 3 جلدی «عشاق نامدار» و کتاب 2 جلدی «پطر کبیر» که هردو ترجمه ذبیح‌الله منصوری هستند، خونده شه. در این صورته که فصل‌های مربوط به سفر «امینه» به فرانسه و روسیه اهمیت پیدا می‌کنه و می‌تونه در شناخت شخصیت‌ها کمک کنه. با این که کتاب‌های زیادی در مورد تاریخ قاجار و مشروطیت و... خونده بودم، اما کتاب «امینه» قطعاً جذاب‌تر از بقیه بوده.

+ نوشته شده در ساعت16:33 توسط امیر لعلی
چهارشنبه چهارم مهر 1386
حاشیه‌های یک مصاحبه

حاشیه‌های مصاحبه رئیس کل بانک مرکزی رو توی روزنامه  نوشته بودم که به تیغ سانسور گرفتار شد.

- در جلسه مطبوعاتی، تلفن‌های همراه مظاهری چندین بار به صدا در آمدند و این درحالی بود که صدای زنگ تلفن همراه خبرنگاران اصلاً در طول جلسه شنیده نشد.

- مظاهری 3 تا تلفن همراه داشت که هر سه آنها در طول جلسه روشن بودند.

- رئیس کل بانک مرکزی اگرچه به تمامی سؤالات خبرنگاران به صورت طولانی پاسخ داد، اما اکثر پرسش‌کنندگان از پاسخ‌های حاشیه‌ای و غیر مستقیم وی راضی نبودند.

- وقتی به مظاهری گفتم شما به خاطر ریاست بانک مرکزی، توی برنامه ارائه شده خودتان به رئیس جمهور گفتید که قصد صفر کردن نرخ سود بانکی را دارید، جواب داد: «من هیچ برنامه‌ای به رئیس جمهود ندادم»!

- مظاهری اعلام کرد که خبرهای جدید بانک مرکزی را از این به بعد از طریق برگزاری نشست مطبوعاتی، روابط عمومی یا خودم به طور مستقیم (!) به رسانه‌ها منتقل می‌کنم. این در حالی است که رئیس کل بانک مرکزی در حال حاضر با خودش گفت و گو می‌کند و به برخی خبرگزاری‌ها mail می‌زند.

+ نوشته شده در ساعت12:44 توسط امیر لعلی
چهارشنبه چهارم مهر 1386
تضادهاي دروني

این مطلب رو واسه تهران امروز نوشتم که دیروز چاپ شد و در نقد سیاست جدید مظاهریه.

***

رئيس كل بانك مركزي در گفت‌وگوي ويژه خبري شنبه شب شبكه 2 سيما از طرح جديد اين نهاد براي استفاده از نرخ تورم در محاسبه سود تسهيلات بانكي خبر داد.

طهماسب‌ مظاهري كه براي كسب تصدي رياست بانك مركزي در برنامه ارسالي خود به رئيس‌جمهور اعلام كرده بود كه با سياست‌هايي نرخ سود بانكي را به صفر و يا حداكثر 3 درصد مي‌رساند، اين‌بار از سياستي پرده برداشته است كه با اجراي آن نه تنها نرخ سود تسهيلات كاهش نخواهد يافت، بلكه با وجود سياست‌هاي اقتصادي رئيس‌جمهور و دولت نهم، روندي صعودي نيز خواهد گرفت.طهماسب‌ مظاهري در طرح جديد خود اعلام كرده است كه ...


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت11:18 توسط امیر لعلی
یکشنبه یکم مهر 1386
کتاب

علی عزیز، دوست خوبم که مدتی است ندیدمش و توقیف مطبوعات فرصت همکاری را از ما گرفته است، از من دعوت کرد تا بهترین کتاب‌هایی که خوانده‌ام معرفی کنم:

1- اقتصاد استراتژی نوشته د. برانكو و دیگران و ترجمه دكتر محمود متوسلی که در مورد تکامل، رشد و سیاستگذاری‌های بنگاه‌های اقتصادی در آمریکاست (یک کتاب 2 جلدی که تاحالا فقط بخشی از اون رو خوندم ولی بی‌نظیره)

2- راز داوینچی نوشته دن براون

3- ماه مستقیم رفت نوشته علی صمدپور، نشر ماه‌ریز که دارای نگاهی عجیب به زندگی است

4- اقتصاد سیاسی ایران نوشته محمد علی (همایون) کاتوزیان که البته بخش دوره انقلابش در ایران مجوز چاپ نگرفت ولی اگر پیداش کردین حتماً بخونین

5- مجموعه داستان‌های جلال آل احمد (10 جلد) انتشارات جامه دران

من هم از امیرعباس تقی‌پور، علی پاکزاد و آدم می‌خواهم بهترین کتابهاشون رو معرفی کنن.

+ نوشته شده در ساعت18:35 توسط امیر لعلی
جمعه سی ام شهریور 1386
خیانت خصوصی سازی

دیگه تقریباً می‌شه گفت یک عزم جدی توی سازمان خصوصی‌سازی برای جلوگیری از حضور بخش خصوصی در اقتصاد و خرید سهام دولتی وجود داره. در حالی که در زمان عرضه بلوک اول سهام شرکت ملی مس به خریداران اعلام شده بود که بلوک بعدی نیز در بورس عرضه می‌شه، سازمان خصوصی‌سازی رویه واگذاری خودش رو عوض کرد و برای دم تکون دادن به دولت، پیشنهاد داد بلوک 20 درصدی دوم سهام مس در قالب سهام عدالت واگذار شه که تصویب هم شد. این تصمیم سازمان موجب افت ارزش سهام شرکت مس ‌می‌شه و قطعاً اعتماد بخش خصوصی رو برای سرمایه‌گذاری توی بورس برای خرید سهام دولتی از بین می‌‌بره. این قضیه اضافه بر مشکلاتیه که سر سهام هپکو در آورد. بدقولی و بلوف‌های سازمان هم قوز بالا قوز شده. کردزنگنه 5 روز پيش اعلام كرده بود كه واگذاري بانك‌هاي دولتي از 10 مهر ماه آغاز مي‌شه ولی این زمان مجدداً به تأخير افتاد. سازمان خصوصي‌سازي‌ از سال گذشته بارها و بارها زمان جديدي را براي واگذاري بانك‌ها اعلام كرد ولی همواره زمان واگذاري‌ها را به تعويق انداخت. كردزنگنه سال قبل گفته بود تا پايان سال 85 واگذاري بانك‌ها آغاز مي‌شه. بعد اين زمان رو به تير 86، شهريور 86، 10 مهر 86 و الان به آذرماه موكول کرد. توی همه این قضیه‌ها و بلاتکلیفی‌هایی که واسه سرمایه‌گذاران توسط سازمان ایجاد شده، می‌شه ردپای باچوب روندن سرمایه‌گذاران رو دید.

+ نوشته شده در ساعت16:13 توسط امیر لعلی
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
دیروز و فردا

عادت کرده‌ایم که به خاطرات دیروز حسرت بخوریم اما یادمان می‌‌رود که امروز هم خاطره فردای ماست.

+ نوشته شده در ساعت19:42 توسط امیر لعلی
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
حذف 3 صفر

این مطلب من روز یکشنبه در صفحه اول روزنامه تهران امروز چاپ شد.

***

رئيس‌جمهور چندي پيش شوراي پول و اعتبار را مامور كرد تا تبعات حذف 3 صفر از پول ملي را بررسي كرده تا در صورت مثبت بودن نتايج حاصل از بررسي‌ها، پول جديد ايران كه هزار مرتبه قوي‌تر از پول رايج فعلي است، چاپ شود.

اگرچه موضعگيري‌هاي موافقان و مخالفان اين طرح، تنها چند روز پس از انتشار خبر آن در مجموع كششي مثبت به اجراي طرح داشت اما بررسي عميق‌تر پيامدهاي سياست ياد شده بدون دخالت دادن انواع موضع‌گيري‌هاي احساسي و سياسي، آن هم در شرايط فعلي اقتصاد ايران، ضروري به نظر مي‌رسد.

پيامدهاي مطلوب‌ اجراي طرح


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در ساعت11:27 توسط امیر لعلی
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
BRT

بدبختی توی روزنامه‌ای کار می‌کنیم که لازمه از طرح BRT شهر داری حمایت می‌کنیم. هر روز که می‌خوام شب از روزنامه برگردم خونه، وقتی تو چهارراه ولی عصر کلی معطل می‌‌مونم و بارها و بارها چراغ سبز و قرمز می‌شه اما کسی سوارمون نمی‌کنه، همش بد و بیراه می‌گم به دعوای سیاست که فقط مردم رو از کار و زندگی انداخته. به خاطر طرح BRT شهرداری، تعداد مسافربرهایی سمت خیابون انقلاب و آزادی تردد می‌کردن کمتر شده و به خاطر ترافیک خیابون آزادی ناشی از همین طرح، صف مسافرها توی خیابونی که روزی بهترین خیابون تهران از نظر دسترسی به تاکسی و اتوبوس بود، بیشتر و شدیدتر شده. از یک طرف نه دولت می‌ذاره شهرداری اتوبوس برای طرح BRT وارد کنه و نه شهرداری که مخالفت دولت رو می‌بینه، حاضره کوتاه بیاد. این وسط مسافرای بیچاره (مثل من) باید مدت‌ها منتظر ماشین وایسن. بدتر از اون اینه که می‌خوای علیه طرح بنویسی، اما به دلایل شغلی نمی‌تونی. واقعاً که همه شیفتگان خدمتن!

+ نوشته شده در ساعت16:35 توسط امیر لعلی
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
حاج خانوم

وقتی حاج خانوم از در اومد تو، نیم ساعتی بود که همه توی سالن همایش‌ها نشسته بودن. حاج خانوم از در انتهایی سالن وارد شد و در مسیر حرکت به ردیف جلوی سالن، خانومای دیگه بلند شدن و احوالپرسی کردن. حاج خانوم اصلاً کله‌شو نچرخوند تا ببینه که کیا سلام می‌کنن بهش. چادرشو تا نوک بینی دور هم گره کرده بود و به سمت جلوی سالن می‌رفت. اونایی که در دو ردیف کنار حاج خانوم نشسته بودن،شروع کردن به حرف زدن و همهمه‌ای به پا شد. حاج خانوم وقتی به ردیف اول رسید، دید که ردیف اول سالن مهمانان ویژه دیگه نشستن. عصبانی شد. دستاشو از زیر چادر آورد بیرون. برگشت؛ یک نگاهی به مسؤول همایش کرد، با صدای بلند و با لحن عربی- فارسی خودش گفت شما به من بی‌احترامی کردین. من تو این جلسه شرکت نمی‌کنم. من باید ردیف جلو بشینم. مسؤول همایش که انتظار این برخورد رو نداشت، به من و من کردن افتاد. گفت ببخشید، گفتیم حتماً نمی‌آیید. خانمی که کنار من واستاده بود، گفت: ببین جوون. فکر می‌کنن ارث باباشونه. منم دو تا از پسرام شهید شدن. حالا اون کیه. خوبه که زن دوم آقای... هست. خودش که کاری نکرده، حالا شوهرش شهید شده که شده. این همه برای شوهرش مراسم می‌گیرن و ازش تقدیر می‌کنن براش کافی نیست؟ به خاظر شوهرش به اون که کم نرسیدن! کلی امکانات بهش دادن. به واسطه شوهرش، ... شوهرش هم وارد شورای شهر شد. دیگه چی می‌خوان؟

حاج خانوم داشت برمی‌گشت که یکی از مهمان‌های ردیف جلو آروم باهاش صحبتی کرد. حاج خانوم آروم شد. برگشت و توی ردیف سوم نشست ولی تا آخر برنامه، همه راجع‌به برخورد بدش صحبت می‌کردن.

+ نوشته شده در ساعت12:5 توسط امیر لعلی
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
گفت و گو با پروفسور یحی کمالی پور

گفت و گوی جذاب امیرعباس تقی‌پور، دبیر همایش روابط عمومی الکترونیک را با پروفسور یحی کمالی‌پور، مدیر انجمن ارتباطات جهاني و رییس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو ايالات متحده امريكا را اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در ساعت13:1 توسط امیر لعلی
دوشنبه پنجم شهریور 1386
جوابیه

این جوابیه ای است از طرف خودم به وبلاگ خودم برای مطلب توهم:

عطف به مطلب «توهم» آن وبلاگ که در تاریخ 3 شهریور 86 انتشار جهانی یافته و در آن به توهم دوستی از دوستان مطبوعات اشاره شده است، به عرض می رساند با توجه به آن که دوستان دیگر رسانه ای فقط در حوزه اقتصاد به دنبال این همکار ما گشته اند و متأسفانه بدون بررسی لازم و خواندن دقیق مطلب اقدام به اهانت به بهراد مهرجوی عزیز که از دوستان صمیمی من است، کرده اند، بدین  وسیله هرگونه اتهام به وی را رد کرده و از دوستان دیگر خواهشمندم فرد دیگری را آن هم نه فقط در حوزه اقتصاد، جست و جو کنند. البته این نکته نیز جای سؤال دارد که چرا همه متف القول انگشت اشاره به سوی بهراد عزیز دراز کرده اند!

+ نوشته شده در ساعت12:20 توسط امیر لعلی
یکشنبه چهارم شهریور 1386
1000 تومان برای خبر سوخته

دیروز اولیه شماره دور جدید آسیا رو روی کیوسک دیدم. اولین چیزی که جلب توجه کرد، قطعش بود. فکر کردم روش خورده 100 تومان. وقتی یه نسخه رو از روی کیوسک برداشتم، وزنش برام جالب توجه بود که نشون دهنده تعداد زیاد صفحات بود. تا پولش رو حساب کنم، دیدم روش خورده 1000 تومان. گفتم این دفعه رو چون شماره اوله می‌خرم. هزار تومان دادم به کیوسکیه ولی وقتی توی تاکسی شروع کردم به نگاه انداختن به مطالب، دیدم همه خبرا سوخته‌است و حتی خبرهایی که نوشته بود «در گفت و گو با روزنامه آسیا» موضوعاتی قدیمی و تکراری بود. بعد هم مثل سابق که وقتی کسی به آسیا آگهی نمی‌داد، کلی خبر منفی باید ازش چاپ می‌شد، توی آسیای این شماره که هفتگی نیز بود، کلی مطلب علیه ایرانسل چاپ شده بود. کلی به خودم بد و بیراه گفتم که چند صفحه خبر سوخته رو به قیمت 1000 تومان خریدم.

+ نوشته شده در ساعت13:19 توسط امیر لعلی
شنبه سوم شهریور 1386
توهم

هنوز نمی‌تونه جملات درست و مرتبط باهم بنویسه ولی کلی ادعاش می‌شه. فکر کرده چون توی شرق و اعتماد و شهروند و... مطالبش چاپ شده، دیگه آخر خبرنگاره. فقط اون که نیست؛ چندتا از دوستاشم همین‌ جوریَن. خبر نداره که توی شرق و جاهای دیگه این تصحیح و زحمات تیم نیاورانی بود که باعث می‌شد مطالبش ایراد نداشته باشن یا کم ایراد باشن. حالا که 2 سال هم نیست وارد مطبوعات شده، ادعاش گوش آسمون رو کر کرده. تا کی این توهم‌ها طول می‌کشه نمی‌دونم. فقط اینو می‌دونم که همه اطرافیانش هم از پُزهاش خسته شدن و نمی‌دونن چطوری بهش بگن. کاش اینجوری بفهمه!

+ نوشته شده در ساعت19:1 توسط امیر لعلی
شنبه سوم شهریور 1386
صد باره

برای صدمین بار...

می‌نویسیم... نقد می‌کنیم... حذف می‌شود.

یکی باید کوتاه بیاید.

می‌گویند پررو هستید!

می‌نویسیم.... نقد می‌کنیم... حذف می‌شود.

بهانه همیشه وجود دارد... ننویسید، چون دولت علیه ماست...

بهانه همیشه وجود دارد... ننویسید، چون هفته دولت است...

می‌نویسیم... دفاع می‌کنیم... سانسور می‌شود.

همه ادعا دارند که آخرشند و بیشتر از ما نوشتن می دانند

بهانه همیشه وجود دارد...

می‌نویسیم... دفاع می‌کنیم... توجیه می‌کنیم.... حذف می‌شود.

ما بازهم می‌نویسیم... حقیقت را...

فردا...

حذف می‌کنند...

بهانه وجود دارد.

+ نوشته شده در ساعت11:20 توسط امیر لعلی
جمعه بیست و ششم مرداد 1386
دلقک موسیقی

یک موسیقی باکلام خوب باید دارای 3 ویژگی باشد:

1- صدای خوب خواننده

2- ریتم و آهنگ ریتمیک و موزون

3- شعر و کلامی رسا

در کارهای محسن نامجو به عنوان پدیده نوظهور (!) موسیقی در حداقل 50 درصد کارهایش هیچیک از این 3 بند دیده نمی‌شود؛ صدایش در گام‌های پایین بد، آهنگ‌هایش بدون ریتم مشخص و ثابتی که کششی عمیق برای انسان فراهم کند و شعرهایی که به هجو بیشتر نزدیک است و کلام دلقک گونه آن برای عوام جذابیت ایجاد می‌کند. هنوز نتوانسته‌ام درک کنم که چه عاملی در موسیقی نامجو موجب شده است طرفدارانی در اقشار مختلف پیدا کند؟ و یا این که نیازهای کدام بخش از روح انسان را تأمین می‌کند؟

در مقام مقایسه، در ذهن من، موسیقی نامجو تداعی‌کننده موسیقی جلال همتی است: همتی از قورمه بادمجان و فسنجان و مهوش و پریوش می‌خواند و نامجو از سشوار و پل فردیس و.... هر دو موسیقی کاملاً سطحی بوده و به ندرت می‌توان در شرایط عادی آنها را گوش داد.

+ نوشته شده در ساعت16:18 توسط امیر لعلی